سلام و درود به همه دوستان عزيزي كه تا اين لحظه با كامنتهاي زيبا و پر مهر شان منو سر افراز كردند . مشغله زندگي چند روزي است كه منو مشغول خود كرده شرمنده دوستان عزيزم شدم . در ضمن از دوستاني كه نتواستم به ديدنشان بروم جدا پوزش مي خواهم . فردا مسافرتي تقريبا 15 – 20 روزه در پيش دارم كه باز هم خجالت زده دوستان مهربانم مي شوم . انشا الله بعد از برگشتن از مسافرت به يكا يك شما عزيزان سر مي زنم . جبران مي كنم روزهايي را كه نبودم . دوست خوب مثل درختي است كه آدم بتواند در كنارش انديشه خوب و حال و هواي خوبي پيدا كند . سنگ صبور آدم دوست خوب است فكر آدم را باز مي كند براي انسان اميد بخشه و مثل آينه اي است شفاف و واضح كه عيبهاي آدم را نشان مي دهد . مثل يك پزشك دلسوز مي ماند براي دردهاي انسان . مثل خواهر و برادر همدم انسان است مثل يك مشاور مي تواند راه گشا باشد . دوست خوب عصاره عطر گلهاي خشبو است كه با حضورش آن فضا را را عطر آگين مي كند .
آدمهاي پر خواب !!!
حيات را دوست ندارد و از زندگي لذت نمي برد،چون خواب برادر مرگ يا مرگ موقت است و آدم به خواب رفته نيمه مرده است
بي حسي را دوست دارند، چون در حال خواب ، آدمي هيچ احساسي ندارد ،نه احساس تلخي ونه احساس شيرين.
جهل و غفلت و بيهوشي را دوست دارند ، چون انسان در حال بيداري است كه هوشيار و آگاه است و در حال خواب در غفلت كامل به سر مي برد.
دوست دارندعمرشان كوتاه باشد ، چون در حال خواب ، انسان گذشت زمان و عمر خود را حس نمي كند و هر چه خواب بيشتر باشد ، عمر ادمي كوتاهتر خواهد شد و فرصتهاي طلايي عمر كه بدين گونه پياپي تلف مي شود ،اگر روي هم جمع گردد ،به يك بيهوشي و خواب سي ـ چهل ساله مي ماند
آدميان فقط مي فهمند كه خواب رفته اند و بين خواب و بيداري انسان احساس گذشت زمان را نمي كند در حالي كه عمرش سپري شده است .
مثل سنگ و مجسمه يا هيزم خشك ، جمود و ركود و ايستادگي را دوست دارند ، چون شخص بيدار است كه تحرك و پويايي دارد و دوست دارند كاري بكند و پيش برود و به جايي برسد .
رويا و خيالات را بيشتر دوست دارند ، تا واقيعتهاي را كه در عالم واقيعت و بيداري با آن رو به رو هستند ، چون كساني كه بيشتر مي خوابند ، خواب وخيالات بيشتري مي بينند و نا خود آگاه از آنها متاثر مي شوند .، هر چند خوابهايي كه مي بينند هرگز به ياد نياورند ، به همين جهت افراد خيال زده و ريايي هستند .
در زندگي بي هدف و بي مسؤليت هستند ، چون هرگز نمي توان با خوابيدن به اهداف خود رسيد و معمولا هم افراد پر خواب كساني هستند كه در زندگي هدفهاي جدي و مسؤليتهاي مهمي به عهده ندارند . كسي كه هدف مهمي پيش رو داشته باشد ، هرگز نمي تواند بيش از حد ضرورت به خواب برود.
افراد بي درد و غمي هستند ، نه غم دين دارند ، نه درد روزي و نه عشق وعلاقه اي راستين به علم و مطالعه و كشف حقايق .
چون كسي كه به علم و دانش و درك حقايق شايق و عاشق است و يا درد دين و درد اسلام و مسلمين را در دل حس مي كند و يا در پي روزي برود و تلاش كند ، بناگزير زود از خواب بر مي خيزد و بيش اندازه نياز ضروري جسم ، خوابش نمي برد و اصولا خوابش كم است .
هميشه كسل و بي نشاط و تنبل و بي حال هستند ، زيرا روح بشر سرشار از انرژيهاي بي پايان است كه اين انرژيها با پر خوابي مهمل مي ماند و هدر مي رود و روح به تدريج پژمرده و بي فروغ و افسرده مي گردد و مي پوسد .
مبغوض ترين بندگان خدا كساني هستند كه شبانگاه چون مردار (به خواب مي روند )و روزها بيكار و كاهل و بيهوده گوي هستند .پر خوابي دين و دنياي ادمي را از بين مي برد و عمر آدمي را كوتاه و عجر و پاداشش را ناچيز مي گرداند و او را در روز رستا خيز بي چيز و نيازمند مي سازد . اساسا خواب اراده ها و تصميم هاي روزانه آدمي را در هم مي شكند .
در پناه حق
وقت همه دوستان خوب و مهربانم به خوبي و خوشي . انشاالله هميشه شاد و خندان باشيد و از يكايك همفكران خوبم ، بابا عظيمي ( ساحل آرامش ) ، گذرا مثل خيال ( گذرا مثل خيال ) ، مرد باراني ( شب باراني ) ، سايبان ( ترانه هاي نا گفته ) ، آريا ( گل سنگ ) ، به سوي افق ( اسير قفس نفس ) ، وحيد همان وحيد هميشگي ( وحيد هميشگي همان وحيد هميشگي ) ، كوير ( زندان شكلاتي ) ، عباس ( خانه دوست كجاست ؟؟؟ ) ، كامي و زيبا (كامي و زيبا ) ، محمود (آبگينه ساري ؛نگاهي ديگرگونه به موضوعات ) ، وحيد زركوب ( هوالحي ) ، داریوش ( آنسوي واقعيت ) مريم (دل نوشته هاي يك دل ) ، سورنا ( فرشتگان جهنمي ) ، مهرنوش ( جزيره دلتنگي من ) ، سوگند ( دختر خورشيد ) ، لواشك( لواشك ) ، دلم مثل صنوبر ها صبور است ( دلم مثل صنوبرها صبور است ) محمد ( سكوتم را نشنيده گرفتي ) ، سيد محسن (دريچهاي به سوي ملكوت ) ، خاطره ( قصه يك زندگي ) الهه ناز ، محمد ( هزار و يك شب ) ، مجتبي ( يك فاحشه يك پيامبر ) ، طنين ( طنين ) ، بهاره ( تك ستاره آسمان دل ) ، علي ( چشمهاي تو ) ، حسام ( آيه هاي زميني ) ، و ديگر دوستان عزيزم كه ذهنم ياري نمي كنه از آنها ياد كنم ، كه در اين مدت با كامنت هاي قشنگشان با من همراهي كردند صمیمانه تشکر و قدردانی می کنم . لحظات خوب و شيريني برايتان آرزومندم .
از همه عزيزان مي خواهم
از سايت بسيار جذاب و نوشته هاي زيباي بابا عظيمي مهربان
ديدن كنيد .
در انتظارم باش روزي خواهم آمد سبدم را از گلهاي ياس و شقايق و نيلوفر و نسترن پر خواهم كرد نگاهم را از بي وفايي ها ، از سختي هاي زندگي ، از هر آنچه آزارم مي دهند مي پوشانم . روزي خواهم آمد با دريا همسايه خواهم شد شكيبايي و زيبايي را از دريا خواهم آموخت شنهاي ساحل دريا سنگ صبورم مي شوند و هيچ وقت از من خسته نخواهند شد همه دلتنگي هايم را به دريا خواهم گفت پروار را از پرستوها خواهم آموخت و هم بالشان خواهم شد و به اوج كهكشانها پرواز خواهم كرد .
باران را خيلی دوست دارم.خيلی بيشتر از آنچه تصورش را بکنيد.همينقدر بگويم که وقتی باران ميبارد دل من براي ديدن باران در تب و تاب .است حس غريبي به من دست مي دهد حسي كه نمي شود به واژه ها تبديل كرد و به زبان آورد . دلم چنان آسماني مي شود كه مي خواهم همراه با همه قطرات باران طراوت و نشاط و حيات طبيعت را با تمام وجود حس كنم . هر چند هوا مه آلود و غمبار مي شود و آسمان هر چه در عمق خود دارد بدون چشم داشتي به زمين مي ريزد . بعد از اينكه باران آرام مي گيرد ، و هواي تازه به باران شسته مشامم را مي نوازد دوست دارم در آن لحظه همسفر نسيم شوم دوست دارم مثل جوانه هاي زنداني در زير خاك سر از توده هاي خاك بر آوردم و نظاره گر آفتاب باشم . وقتي باران مي بارد مي خواهم كه بي پروا زير باران رفته از فرق سرم تا عمق كفشهايم خيس خيس شود و در زير باران ترانه های بارانی بسرايم . من در بارش باران و فرو ريختن آهنگين قطرات بر زمين دلم گويي در جمع اركستري آسماني به سر مي برم آهنگ زيبايي كه در اين هنگام در ذهن و دلم نواخته مي شود با طنين آذرخش ، اوج هيجان انگيزي پيدا مي كند . در اين لحظات من همان حسي را دارم كه در بعضي از آثار ديني خوانده بودم كه در اين هنگام آسمان و زمين به هم متصل مي گردد و درهاي ملكوت گشوده مي شود و هر دعايي اجابت مي گردد .
خدايا به خدايي خودت قسمت مي دهم
مرا از خود و از احساست دور نگرداني
و با من آن كن
كه
از عظمت و كرمت جاري است
نه
آنچه من سزاي آنم
خدايا مرا
مورد امتحانهاي سخت قرار نده
به اميد روزهاي سبز بهاري
اين روزها همه جا سخن از انتخابات است براي اينكه از قافله عقب نمانيم ما نيز وارد سياست شديم .
مسئوليتپذيري و احساس تعلق نسبت به سرنوشت جامعه نيازمند مشاركت واقعي آحاد مردم در اداره امور كشور است. فكر نمي كنم هيچ ايراني مسئوليت پذير و وطن پرستي بخواهد انتخابات را تحريم كند . نتيجه عدم مشاركت عمومي افزايش شديد هزينههاي اقتصادي ـ اجتماعي، كاهش بهرهوري در جامعه و انحطاط نظام سياسي است. انتخابات ادواري يكي از مهمترين موارد مشاركت مردمي و شروط مشروعيت نظام سياسي كشور به شمار ميرود.
انتخابات فرصت مناسبي براي مطرح شدن مطالبات مردم و پيگيري براي دستيابي به حقوق و آزاديهاي از دست رفته، از جمله حق حاكميت ملت، است. نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري چنين فرصتي را فراهم ساخته است، اما شرط اصلي استفاده بهينه از اين فرصت خروج مردم از انفعال و بيتفاوتي، چيرهشدن بر نااميدي و حضور فعال و مشاركت جدي مردم در انتخابات و مطالبه حقوقشان ميباشد.
از هر ايراني آزاد و انديشمند و با اراده و از دوستان مهربانم مي خواهم كه مأيوس، منفعل و بيتفاوت نباشند و با توكل بر خداي توانا وتوجه به منافع ملي و در راستاي استيفاي حقوق از دست رفته خود بكوشند. تا ثابت كنند كه يك ايراني آزاد هستند ، زنده اند و خود سرنوشت خود را رقم مي زنند نه كشورهاي خارجي وبي خيالان آنسوي مرزها كه براي ما تصميم مي گيرند و انتخابات را تحريم مي كنند . و در واقع سرنوشت ما براي آنان هيچ اهميتي ندارد چون تابعيت كشورهاي ديگر را گرفته اند و منافع آن كشورها برايشان حياتي تر از ايراني است كه با آن هيچ ارتباط دلسوزانه فرهنگي و معنوي ندارند . ودر دنياي ديگر زندگي مي كنند و دلشان براي ايران نمي تپد .
به اميد روزهاي سبز بهاري
از دوستان بسياري كه از سر لطف و محبت در اين موضوع با من همراهي و همفكري داشتند و كامنت هاي زيبا و پرمحتوايي گذاشتند ، صميمانه تشكر مي كنم و خوشحالم كه مي بينم طرح سوالات واقعي از زندگي تا چه اندازه مي تواند به هم انديشي كمك مي كند . باز هم سپاس و صد سپاس ازيكايك شما عزيزان . اميدوارم اين روابط فكري و عاطفي و فرهنگي سالم روز به روز در ميان ديگر وبلاگ نويسان هم گسترش يابد .
چرا ما انسانها دوست داريم كساني را كه بيشتر به آنها عشق مي ورزيم بيش از ديگران اذيت كنيم ؟
در اين باره خيلي مي توان انديشيد اما در مجال اندك مي توان به نكات زير اشاره كرد :
1. سيال و مركب بودن انسان : بالاتر از همه اين نمونه هايي كه گفته بودم مي شود فكر كرد كه چرا انسان به خودش بيش از همه ظلم مي كند و سبب بدبختي و گرفتاري هاي بعدي خود را فراهم مي كند ؟ چون انسان يك واحد نيست بلكه تركيبي از صدها حالت و روحيه متفاوت است و اتفاقا به همين دليل نوع ارتباط ما با ديگران ارتباط با يك نفر و يك حالت نيست بلكه ارتباط با صدها روحيه و حالت متفاوت است و مخصوصا كه در زمانها و شرايط مختلف زندگي حالات افراد متفاوت مي شود . انسان يك قطعه نيست صدها قطعه است و جامد نيست بلكه در طي زمان و مكان و شرايط متحول ، سياليت خود را دارد ( رجوع شود به كتاب رفتار متقابل اريك برن در تقسيم هر يك از انسانها به سه بخش بالغ و والد و كودك و تقسيم عالمان اخلاق به : شهواني و عصبي و معرفت گرا ) . برخي هم هستند متلون المزاج و دم دمي و عجيب و غريب كه هيچ گاه رنگ و حالت ثابت و رفتارهاي معين و قابل پيش بيني ندارند و دوستي با اينها واقعا دشوار است و ما مي مانيم كه چه عكس العمل مناسبي نشان دهيم كه آنان را راضي كند . چون اصلا نمي دانيم كه با چه طور موجودي سر و كار داريم . موجودي رنگارنگ و بيش از اندازه متغير .
2. ناداني و حماقت و نوعي جنون : كه مي تواند شكل هاي ساده و پيچيده داشته باشد . چون عقل حكم مي كند كه گل زيبا را بايد حفظ كرد و دوست صميمي را گرامي داشت .
3. بي توجهي به حفاظت و ترميم و نوسازي عشق (مثل هر بناي ديگر ) : بعضي فكر مي كنند كه عشق مانند كوه محكمي است كه براي هميشه سرپا خواهد ماند در حالي كه عشق و دوستي و روابط صميمانه بيشتر به يك نهال يا باغ يا ساختمان نيمه كاره شبيه است كه بايد پيوسته براي رشد و تكميل و استحكام آن از فكر و انديشه و عاطفه و كار و تلاش مايه گذاشت .
4. مشكل ديگر عبارت است از تبديل تدريجي عشق راستين به هوس و شهوت و تبديل دوستي خردمندانه به عواطف و احساسات پر شور و پر نشيب و فراز افراطي و تفريطي كه بين عشق شديد و نفرت شديد در نوسان است . در يك شعر عربي آمده است كه عشق اندك با عقل بسيار سودمند است و عشق زياد بدون انديشه خسارت بار است . هوس هاي كودكانه است كه سبب تنوع مسخره و كودكانه عشق ها مي گردد و نتيجه آن كه با كثرت عشق ها و تقسيم عشق كامل به صدها پديده به تدريج بي وفايي هم شكل عادي مي يابد .
5. عشق به تنهايي كافي نيست : روابط انساني نوعي تجربه انساني است و افراد كم تجربه همين كه از فضاي رمانتيك دوستانه ساده به فضاي زندگي واقعي خالي از تعارف وارد مي شوند به دليل كمي تجارب و ندانم كاري در روابط و نداشتن عكس العمل مناسب و سنجيده در شرايط سيال و متنوع دوستي را از دست مي دهند و سبب دامنه دار شدن نفرت مي شوند .
6. وسواسي گري شديد و بد بيني و منفي بافي و توجه افراطي به ضعف ها سبب مي شود كه ما از نقاط مثبت دوستان و عزيزان خود غافل باشيم و گاهي آنها را بيازاريم . گاهي هم ما كارهاي نادرست يا كودكانه اي مي كنيم و باعث ايجاد بدبيني ناخواسته در دوستان مي شويم .
7. گستردگي روابط : خوب ، انسان با كسي كه بيشتر رابطه دارد دوستي ها و عواطف فراوان و خاطرات زيباي گوناگون و نيز موارد متعدد تلخي ها و آزردگي ها را خواهد ديد . انسان با دشمنان و بيگانگان كه رابطه ندارد تا با آنان خاطرات خوب داشته باشد و يا شاهد آزردگي و تلخي ها باشد . چون ارتباطي در كار نبوده و اگر بوده عميق و دنباله دار نبود و گرنه باز همه شاهد دلخوري هايي بوديم .
8. نشناختن درست همديگر و تصورات رويايي و خيال بافانه و غيرواقعي از هم داشتن: واقعيت زندگي تعارف و شوخي و تفريح نيست . ما شناخت درستي از خويش نداريم چه رسد به شناختن درست احساسات و عواطف و انديشه ها و نيازهاي دوستان و خويشان و فرزندان مان . و همين گرفتاري است كه مايه ايجاد توقعات غير واقعي و غير منطقي و غير منصفانه مي گردد .
9. كم ظرفيتي و نداشتن صبوري: عشق روزي هر خام نيازموده نيست . اگر سنگ بناي عشق اساسي باشد ، با هيچ باد و طوفاني كوچك ترين لرزشي به اركان آن وارد نمي شود :
نه هركس از محبت مايه دار است نه با هركس محبت سازگار است
10. وجود رقيبان جدي براي عشق و عاطفه دوستانه و صميميت هاي عميق انساني ، مانند گرايشات شوخي وار و نداشتن جديت و صداقت در زندگي ، برخورد تفريحي با زندگي ديگران ، عشق و عواطف بازاري و كودكانه ديمي و موسمي ، برخورد تجاري داشتن در روابط دوستانه و عاطفي .
11. يك طرفه بودن عشق ها : برخي فكر مي كنند كه اگر كسي را با تمام وجود دوست دارند ، حتما آنان هم بايد عشق عميقي در دل داشته باشند ، و متاسفانه خيلي وقتها اين يك خيال واهي و غير واقعي است .
12. خودخواهي و ناتواني براي فراتر رفتن از مرزهاي محدود و كوچك خودبيني و خودمحوري . و خود اين هم از ضعف ادراكات و معرفت انسان و بلندي و كوتاهي روحي و شخصيتي او ناشي مي شود . در صورتي كه عشق و عواطف واقعي ما را از خود خواهي رهانيده و به گذشت و ايثار وا مي دارد .
باز هم شكر و سپاس بسيار به عدد گلهاي بهاري و برگهاي پاييزي از همه شما دوستان خوب .
به اميد روزهاي سبز بهاري

