
اميدوارم سالم و خوش و سرحال باشيد .
از شما دوستان بسيار مهربان هميشگي و دوستان جدیدی که قدم رنجه كردند به وبلاگ حقير تشريف آوردند وبا كامنت هاي قشنگ و زيباشون منو همراهي كردند نهايت سپاس و قدرداني را دارم . يكايك شما خوبان برايم عزيزترينيد .
يا علي ! اي ترنم طرب انگيز مناجات عارفان
اي در چشم يتيمان همه شوق
در سفره ي فقيران همه نان
و بر لبان اندوهناك بي كسان همه لبخند
میلاد تو :
لحظه ي رويش گل و نور عشق است .
شميم رويش شوق در دل هستي
حاصل سرنشتر عشق بر رگ روح
توجه !!! توجه !!! توجه !!!
دوستان عزيزم توجه داشته باشيد سایت سرزمین دور نتيجه تلاش هاي دوست بسيار خوبم مدير وبلاگ آدمك ها ( علي آقاي عزيز ) افتتاح شد وبلاگ آدمك ها بسيار پر محتوا و پر بار و يكي از پر بيننده ترين وبلاگها بوده است .در نتیجه سايت سرزمين دور نيز مثل وبلاگشان جذاب و پرمحتوا خواهد بود . از شما همراهان صميمي خواهشمندم از سایت سرزمین دور ديدن كنيد
مدیر سایت سرزمین دور علی آقای عزیز از پيشگاه آن لطيف تنها ، استمرار موفقيت هاي فزاينده ات را مسئلت دارم .
نام ترا بر پيشاني سبز هستي حك كردم
و تبسم ترد خداوند را به تماشا نشستم
هميشه برايم بمان - هميشه دوستت دارم – هميشه در كنارم باش اي سمبل زحمت و رنج
تو ترنم متبرك معرفتي در كوير زندگيم
رويش سبز آگاهي هستي در سنگلاخ ندانستن ها
عينيت يافتن انسانيت متعالي هستي در
ني ني چشمان كودك ديروز
من ايثار را در دستان سبز تو رويت كردم
و مهرباني و عشق را از چشمان تو آموختم
در پناه حق

سفر يعني آماده شدن ، دل كندن ، جدا شدن ، بال گشودن و پريدن . سفر يعني رفتن از جايي به جايي از حالي به حالي و از زماني به زماني ديگر و جهاني به جهاني ديگر . سفر يعني چشم گشودن به فضاهاي ديگر بال زدن در آسماني ديگر ، سفر دگرگون شدن حالها و بال و پر يافتن روياها ست .
سفر خوردن غذاهاي متنوع و خوابيدن در هتل هاي با شكوه نيست .سفر پرواز انديشه ها در افق دلهاست . بيهودگي و عيش و عشرت كه سفر نمي خواهد . براي معده چه فرقي مي كند كه كجا و چگونه پر شود . هر كس جايي چيزي براي خوردن خواهد يافت اما سفر چيز ديگري است . همه كساني كه سوار اتوبوس يا هواپيما مي شوند به مسافرت نمي روند . بسياري از آنان در طي مسافرت در خواب به سر مي برند و سفر بيداري است ، اوج گرفتن است ، دل كندن و از خود رهيدن است . چشم گشودن به جهانها ي ديگر و افقهاي فراسوست .
سفر يعني از كوچه ها و خيابانها ي تنگ و پر ازدحام جدا شدن و با نسيم سحري همراه شدن . دست خالي نمي توان به سفر رفت بي بال و پر و بي همسفر پريدن خطاست . سفر بايد توشه اي داشته باشد . بدون رهاورد از سفري طولاني باز گشتن چقدر ياس آور است و نشان بي حاصلي و عسرت و فلاكت .
بايد در راهي قدم گذاشت كه به رفتنش بيرزد و ارزش تحمل كردن خستگي هايش را داشته باشد .
راهي بزن كه آهي بر ساز آن توان زد شعري بخوان كه با او رطل گران توان زد
***
مرو راهي كه پايت را ببندند مكن كاري كه هشیاران بخندند
سفر يه شــــــــــــــعره سفر يه قـصـــــــــــــــــه اس
سفر رهايــــــــــــي ، از فصل غصـــــــــــــــــه اس
با من سفر كن دريـــــــــــــــا به دريــــــــــــــــا ساحــــــــــــــــل به ساحـــــــــــل تا اوج رويـــــــــــا .
سفر عبوراز مرز تكراره هر جا ي تازه دنيايــــــــي داره .
پرنــــــــــــــــده اي باش با بال پــــــــــــــــرواز پر كن فضا را با شعر و آواز .
كاشكي تو باشي همسفر من ، تا بي نهـايـــــــــــــــت بال و پر من ، سفر همــــــــــــــيشه همسفر مي خـــــــــــــواد دل كندن از غم بال و پر مي خــــــــــــــــــــــــــواد .
سفر يه شـــــــــــــــــعره سفر يه قصـــــــــــــــه اس سفر رهايــــــــــــــــي از فصل غصـــــــــــــــــه اس، با من سفر كن دريا به دريا ساحــــــــــــــل به ساحـــــــــــــل تا اوج رويــــــــــــا .
با من سفر كن دريا به دريا ساحـــــــــــل به ساحــــــــــل تا اوج رويــــــــــــــا .
و به اين پنجره خورشيد طلوع خواهد كرد .......... بوته خاطر آن يار گلي خواهد داد .......... يك نفر باز تو را خواهد خواند .......... و تو خواهي فهميد ، كه به آغاز سفر نزديكي..........كوله بارت بردار .......... دست تنهايي خود را ، تو بگير
و از آيينه بپرس .......... بركه روشن خورشيد كجاست ؟ .......... تو به اميد و پر از شوق وصال .......... به بلنداي پر از جذبه آن قله ، سقر خواهي كرد .......... لب آن بركه نور .......... مهرباني در راه .......... كوزه روشن نوري در دست .......... به تو خواهد خنديد .......... و تو احساس عجيبي داري .......... عاشق هجرت از خود و رسيدن به بلندي وصال .......... گوش بسپار به آواز خدا .......... آشنايي كه به آرامش آن بركه نور .......... و رها گشتن از خويش ، تو را مي خواند .......... با سلامي زيبا ..........
جرعه اي نور ، تو را خواهد داد .......... و تو سيراب ، از آن خواهي شد .......... اوج پر جذبه و تنها و بلند .......... كه دل تنگ تو را مي خواهد .......... دست در دست يقين ، تا نوك قله ، تو را مي خواند .......... يك قدم مانده به اوج .......... از پس قله كوه ، پرتو روشن خورشيد ، تو را خواهد يافت .......... و تو شيدا و صبور، غرق در حيرت و زيبايي او خواهي شد .......... و سراسيمه به ره توشه نظر خواهي كرد .......... كوله بارت خالي است .......... همچو ديدار يخي با خورشيد .......... چكه ، چكه ، تو در آن قله فرو خواهي شد .......... شوق وصلي كه از آن پنجره آغاز شده است .......... پاي آن قله ، فنا خواهد شد
قطعه آخر « وبه اين پنجره خورشيد طلوع خواهد كرد ... » از كيوان شاهبداغي است .
در پناه حق

بارالها هر صبح گوش به سكوت جاده اي بي انتها فرا مي نهم كه مي دونم طنين صداي دلنشينت از هر گوشه آن مرا به سوي خود خواهد كشيد .
به هر طرف رو مي كنم تو را انجا مي بينم مثل ابر و آسمون مثل دريا ،
و تو هميشه با مني .
تا رسيد ن به سيب خوش زندگي ، چند نگاه مهربان كم دارم .
تا چيدن سرخ ترين انار سرخ ، تنها چند قدم كم دارم .
صداي عشق مي آيد صدايش همچنان نزديك است
ولي افسوس و صد افسوس كه رنج عشق نزديك است
صداي مهر مي آيد صدايش گرم و پر مهر است
ولي اين شور بي پايان به ناگه دور مي آيد
صداي قلب تو در من صداي عشق من در تو
اميد وصل بي پايان در اين بيغوله مي آيد

اعمال روحانی و معنوی باید از عمق فلب باشد و راه اصلی گشایش قلب عطوفت و بخشش است . بیشتر انسان ها آنچنان درگیر روزمرگی های واهی زندگی هستند که نمی توانند برکات الهی را ادراک کنند آنها می خواهند هم تعلقات دنیایی خود را داشته باشند و هم پایبند امور روحانی و عرفانی و معنوی باشند حال اینکه این دو مانعه الجمع اند باید قلب خود را جایگاه پروردگار قرار دهیم و ماسوی آن را از دل برانیم آن وقت است که ریشه های تعالقات مادی زندگی روزمره در شخص می خشکد و ارتباط ما با خدا نزديك تر مي شود .
در پناه حق

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ * إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ















ميلاد گل سرسبد عالم حضرت زهرا ( س ) مبارك باد
ميلاد مسعود و فرخنده حضرت صديقه طاهره ، فاطمه زهرا ( س ) و روز مادر بر همگان مبارك باد .
به اميد آنكه در سايه تاسي زندگي سراسر معنويت آن بزرگوار در جهت تكامل و تعالي حركتي نو را آغاز كنيم .
سلام بر سحر خيز مدينه
![]()
ای مادر عزيز که جانم فدای توست قربان مهربانی و لطف وصفای تو















مادر اي كهكشان آينهها
دستهاي تو شطّ خورشيد است
در طلوع نگاه خسته تو
برق رنگين كمان اميد است
مادر اي آفتابِ هستيبخش
زير پايت بهشت جاويد است
دامن پاكت اي فرشته مهر
باغ آيينهگونِ توحيد است
بر لبانت شكوفههاي دعا
ميشكوفد سحر به بانگ اذان
روي رخسارهات ستاره اشك
ميدمد با تلاوت قرآن
ميكند پر فضاي خانه ز عطر
گل سجادهات به وقت نماز
بانگ الله و اكبرت در دل
بشكفاند شكوفههاي نياز
در پناه حق


