گر تو نمي پسندي تغيير ده قضا را
داشتم كتابي تحت عنوان «غذاي روح در محيط كار » را مطالعه مي كردم . در بخشي از كتاب در مورد يكي از شخصيتهاي برجسته كه در پرتو تلاش و تصميم و همت خود به موفقيت هاي بزرگي رسيده بود نكات جالب توجهي داشت . او در شرح زندگي خود مي گويد : «من از مادري زاده شدم كه كر و لال بود . نمي دانم پدرم چه كسي بود و يا هست . اولين شغلي كه اختيار كردم پنبه چيني بود .» او مي گويد : «هيچ چيز نيست كه انسان نتواند آن را تغيير دهد . اين شرايط اقليمي و يا شرايط زمان تولد انسان نيست كه تعيين كننده ي وضعيت زندگي اوست ، بلكه اين خود انسان است كه تعيين مي كند . هيچ چيز ، حتي اگر ما نخواهيم ، گوش كردن به صداي بلند درونش است كه مي گويد : اگر از وضعيت موجود راضي و خشنود نيستي ، آن را تغيير بده ، و من اين كار را كردم » . ياد شعر حافظ افتادم كه :
در کوی نيک نامی ما را گذر ندادند گر تو نمیپسندی تغيير کن قضا را
هنگام تنگدستی در عيش کوش و مستی کاين کيميای هستی قارون کند گدا را
زندگي پيوسته در حال پوست انداختن است و هميشه مي توان قالب ديگري به آن داد . كافي است آن قالب را انتخاب كنيم . انسان ها از قدرت هاي بسياري كه دارند غافلند ؛ ولي وقتي تصميم مي گيرند وانتخاب مي كنند و گام ها را محكم بر مي دارند و هدف بالاتري را نشانه مي روند و به سوي قله گام بر مي دارند ، مي بينند خيلي كارها مي توانند بكنند كه فكرش را نمي كردند و گاهي هم اراده و فكر خود را به كار نمي اندازند و آن گاه فشارهاي سنگين زندگي است كه مثل دستگاه بزرگي چنان به كارشان مي اندازد كه دهها برابر حالت عادي حركت و انرژي و كارايي و توانايي از خود نشان مي دهند . بايد خود را باور كرد و جهان را بزرگ تر از آنچه كه هست ديد . زيرا جهان از آن هم بزرگ تر است .
حكمت برگزيده :
همت مردان كوهها را از هم متلاشي مي كند .
علي ( عليه السلام )


