آدینه ای گذشت نیامدی امید من

برای شرکت در مسابقه روی عکس کلیک بفرمائید
ديرزمانى بود كه فترت فتوت و قحط قسط، برديار ياران در بند، سايه گسترانيده و سخاى باران و كرامت بهاران و خروش آبشار شرافت، تحت قدوم جنود خزان به يغما رفته بود.
نسيم اميد نمىوزيد و سياهى شب، بر سيطره خويش مىافزود.
چراغ آرزوها، سوسو مىزد و در تموج بادهاى سهمناك حادثه به خاموشى مىگراييد.
غنچهها بى شوق شكفتن، برگ گلها را در آغوش خويش غمگنانه گرفته و با آواى حزين عندليبان، آهسته آهسته مىگريستند و ژالههاى اشك خويش را نثار شاخساران پاييز اندوه مىكردند.
جز آه سحرگاهان و سرشك شبانگاهان، شنيده و ديده نمىشد. بذر تيره يأس را ناجوانمردانه بر بسيط خاك مىپاشيدند و ساقههاى سبز را با داس ستم درو مىكردند. خورشيد عشق به تبعيدى جانكاه رفته بود و دلخستگان در اشتياق طلوعى دوباره، آواى فراغ را زمزمه مىكردند و صلاى قيام از حنجره ناكامان و محرومان برمىخاست.

اندك اندك، قنديل سرد انديشه خفتگان، در پرتو آفتاب بى بديل ولايت كه در انبوه ابرهاى هجر مىدرخشيد، ذوب مىگشت و قطراتش در اقيانوس دلدادگى منجذب مىشد.
رگههاى سرخ خون آلالهها بر زلال نهرهاى بيدارى، جوشش و التهاب آب و آيينه را برمىانگيخت. به ناگه، آتشفشان قيام به آسمان برخاست و گدازههايش قلبها را گرمى بخشيد و تنديس جائران را درهم شكست.
دستهاى عاطفه، گل افشان كوير تفتيده از رنج سالهاى ظلمت و تباهى شدند.
چه مستى است ندانم كه رو به ما آورد كه بود ساقى و اين باده از كجا آورد
علاج ضعف دل ما كرشمه ساقى است برآر سر كه طبيب آمد و دوا آورد
سرو چمان عطوفت، بوستان آرا شد و انتظار سرخ مشتاقان را به سر آورد.
هزاران هزار بنفشه و ياس و اقاقى و نسترن و نرگس به مباركباد قدومش عطر ارادت افشاندند.
پرستوهايى كه پرواز رهايى خويش را رهين ديدگان رخشانش مىديدند، رقص وجد در سپهر آزادى آغازيدند.
آزردگان، فناى جفا صفتان و دل آزاران و ددمنشان تاريخ را در ضيافتى خجسته به جشن نشستند.
خوشههاى محبت و جامهاى مودت در دستان وارثان ارض به گردش درآمد و كامهاى عطشناك استضعاف از شهد مصفاى ولايت به حلاوت رسيد.
آمد آن دلارام دلدادگان و دلجوى دلخستگان و دلدار بيدلان و دلبر دلشدگان.
آمد آن فرمانرواى دلها و حاكم انديشهها.
آمد آن امير وقار و وارث ذوالفقار.
آمد آن سردار عطوفت و مهر، آن هور نگاه و نسيم پگاه، نويد صبا و ثمره آل عبا.
آمد آن آفتابى كه كائنات، خوش آمد گوى اويند
ای قرار بی قراران ، میـلادت مبـارک
اللهم عجل الولیک الفرج


