
كاروان ما و كاروان امام حسين
داشتم به اين سوال فكر مي كردم كه « ملتي كه شخصيت عظيمي چون امام حسين را دارد (كه گاندي در استقلال و پيروزي هند او را الگوي خود ساخته بود ) ، چرا بايد وضع و حال كوچه و خيابان ها و مردم و جوانانش و علم و اقتصادش چنين باشد ؟ نمي دانم چرا توي ذهنم اين شعر خطور كرد كه :
رفتم که خار از پا کنم محمل نهان گشت از نظر
یک لحظه غافل گشتم و یک عمر راهم دور شد
ديدم حكايت ما و عزاداري هايمان حكايت همين شعر است . ما سنت عظيم عزاداري را حفظ كرديم تا اسلام و دين و قرآن با همه معنويت و عظمتش حفظ شود و رسالت و سنت هاي پيامبر تحقق يابد ، ولي خارهايي در عزاداري پيدا شد و رفتيم به آنها مشغول شديم ، يك باره ديديم كه كلي از كاروان كربلا و محمل ها و كجاوه هاي ياران امام حسين و حضرت زينب و اسراي كربلا دور افتاده ايم و وسط بيابان براي خود مجالس تعزيه بر پا كرده ايم ولي امام حسين را گم كرده ايم .... خوب است بياييم از نو ، اهداف عزاداري هايمان را با اهداف امام حسين تست كنيم و ببينيم ما كجاي كاريم و چقدر كاروان ما با كاروان امام حسين فاصله دارد .
اهداف قيام امام حسين :
شكي نيست كه اهداف امام حسين همان اهداف قرآن واسلام و پيامبر و علي بوده ؛ اما اگر بر اساس خود سخنان امام حسين بخواهيم در باره اهداف آن حضرت اظهار نظر كنيم ، مي توان اين موارد را ذكر كرد :
1 . مبارزه آشكار و نهان براي براندازي حكومت ظالمانه يزيد ؛ اعتراض به سبك حكومتداري و اخلاق پست حاكمان آن دوره ؛ اعتراض به عملكرد غلط حاكمان و سيستم و روش هاي حكومتي يزيديان .
2 . اجراي عدالت و احياي سنت رسول خدا و جامه عمل پوشاندن به احكام و اخلاق و معنويت ديني
3 . اصلاح روابط غلط اجتماعي و سياسي و تشكيل حكومت ديني شايسته اي كه طبق عدالت و شريعت عمل كند .
اهداف عزاداري مطلوب :
1 . ايجاد عواطف ديني با زنده كردن خاطرات و بازخواني تاريخ كربلا براي ايجاد عكس العمل رفتاري مطلوب
2 . تكميل معرفت( اطلاعات) و بصيرت ( بينش و نگرش ) درست ديني ( تاريخي ، قرآني و .... )
3 . زمينه سازي عملي در ابعاد فردي ، اجتماعي ، سياسي و فرهنگي براي تحقق اهداف امام حسين
4 . احياي عزت و شجاعت و معنويت و غيرت و حكمت حسيني
5 . ايجاد پيوند عاطفي و ديني مردم در سطح وسيع ملي و بين المللي
اهداف عزاداري نامطلوب :
1 . خود عزاداري با همه اعمال و آداب جديد و قديمش هدف است نه وسيله اي براي تحقق اهداف امام حسين (نوعي سرگرمي و درجا زدن در قالب به ظاهر مذهبي )
2 . ايجاد و تقويت احساسات محض و تخيلات بلند بالا و غير عمل گرايانه
3 . ايجاد شخصيتي ساختگي و غير واقعي از ائمه معصومين و در نتيجه خارج شدن ائمه از الگوهاي عملي در زندگي و تبديل شدن به روياهايي دست نيافتني و غيرقابل تحقق و در نتيجه گرايش مردم به الگوهاي غير اسلامي . دروغ پردازي در بيان شخصيت واقعي ائمه نمونه هاي زيادي دارد كه همه كم و بيش شنيده اند .
4 . سوء استفاده هاي كلان مالي و منفعت جويي و تجارت به نام عزاداري ( مانند ساختن گهواره حضرت رقيه يا علم و كتل ها و اسب و خيمه هايي به تقليد از خيمه هاي عاشورا كه مردم پولهايشان را داخل آنها بيندازد يا به آنها گره بزنند ؛ همان طور كه اخيرا در مورد آن مداح ميلياردر فاسد مطرح شد ) .
5 . ايجاد جاذبه هاي دنيوي در عزاداري ها : مانند رقابت و قشون كشي دسته ها و خودنمايي ها رقابت هاي كاذب ؛ قرار گرفتن در جاهايي كه در ديدرس عموم و مخصوصا فيلمبرداران و خبرنگاران باشد
6 . گرايش به تشريفات و صرف مخارج عظيم براي عزاداري ها
7 . گسترش اعمال خلاف شرع يا غير اخلاقي و غير معنوي در ميان عزاداري ها (مانند گفتن سخنان كفرگويانه به امامان و انان را رازق و خالق و بخشنده گناه دانستن ؛ اختلاط زن و مرد ؛ لخت شدن مردان ؛ استفاده از سخنان و لحن ها و آهنگ ها و موسيقي هاي نامناسب و عاشقانه براي امام حسين و شهداي كربلا ؛ قمه زني ، پتك زني ؛ استفاده از زنجيرهاي تيغ دار ) .
8 . تقويت احساس ذلت و خواري در ميان شيعيان به نام عزاداري ( مانند من سگ حسينم ؛ ديوانگان حسين و .... ) و ايجاد بهترين سوژه براي تبليغات مخالفان تشيع و دشمنان دين و ايران .
9 . جسارت بخشيدن به گنهكاران : با تبليغ اين مرام غلط كه اگر خدا هم نبخشد امام حسين بزرگ است و مي بخشد : حسين داريم چه غم داريم . مشتريان امام حسين مي توانند بي دين و بي نماز هم باشند و اگر امام فقط آدمهاي خوب را بپذيرد كه نمي شود ! پس بدها چكار كنند . خوب معلوم است بدها بايد تا حدي صلاحيت اخلاقي و ديني پيدا كنند و بعد به عزاداري و در واقع ياري امام بيايند تا سبب ننگ و رسوايي و بدنامي اسلام و مسلماني و تشيع نشوند . آمدن بدان به عزاداري شايد خيلي بد نباشد ؛ اما اگر از اين طريق شخصيت كاذب و نام و نشان دروغين پر دبدبه اي برايشان ساخته شود ، خودش نمونه روشن سوء استفاده از دين و مقدسات است .
مناسبتها و یاد بودهای ظاهری و واقعی
یکی از عادات خوب ما این است که مناسبتهای مختلف دینی و ملی را به هم تبریک و تهنیت یا تعزیت و تسلیت می گوییم . این خود نشان همدلی و همفکری و احساسات ارزشمند مشترک است . اما بعد از هر تبریک و تهنیت وقتی کامنتها و وبلاگها و سایتها را باز می کنم می بینم همه به طور یکنواخت و قالبی و با کلمات و تعابیر یکسان دوباره و سه باره و صد باره همین تبریکات و تسلیتها را تکرار می کنند . از جلوی هر سازمان و نهادی که رد می شوم همین تبریکات و تسلیتها را روی پارچه های سفید یا سیاه می بینم . بعد به خانه که می رسم و تلویزیون را باز می کنم دوباره همین تبریکات و تسلیتها را مکرر در مکرر اما با تصاویر و نماهنگهای متنوع می بینم . با خود اندیشیدم که تکرار این تبریک و تسلیتها برای هزارمین بار توسط من و شما و رسانه های گروهی چه نقشی و تاثیر ثمربخشی در شخصیت و رفتارهای فردی و اجتماعی ما می گذارد . درست است که همه این کارها برای گرامی داشت شخصیت های بزرگ دینی و ملی صورت می گیرد اما آیا راهها و روشهای بهتر و اثر بخش تری برای این کار وجود ندارد و آیا با تکرار این مکررات که وقت گیر و پر هزینه هم هست حقیقتا آن شخصیهای والا را گرامی داشته ایم ؟
آیا آنها را وارد زندگی و دنیای خود کرده ایم ؟ آیا با افقهای فکری و معنوی آن بزرگان همسوییم ؟
آیا فرصتی برای اندیشیدن به پیامهای سازنده و همیشه تازه ی آنان داشته ایم ؟
آیا تلاشی برای کاربردی کردن دستورات آنان صورت گرفته است ؟
آیا فکر و فرهنگ و اندیشه و منشهای خود را با فکر و فرهنگ و اندیشه و منشهای آن بزرگان دین مقایسه و تست کرده ایم ؟ مثلا در مورد همین عید غدیر- که پیشاپیش این رخداد عظیم تاریخی را به همه شما عزیزان تبریک می گویم – آیا فکر کرده ایم که چه ابعاد و نتایج فرهنگی عظیمی دارد ؟
گرامی داشت اهل بیت نیز برای احیای سنن نیکوی آنان و اقتدا به روش و منش آنان است . امام صادق(ع) می فرماید : « امر ما را احیا کنید ! خداوند رحمت خویش را شامل حال کسی کند که امر ما را احیا کند » . در احادیث دیگری اضافه شده که هرکس امر ما را احیا کند دلش نمی میرد . « امر » معمولا به مسائل اساسی مانند حکومت و مدیریت و امور محوری سیاسی و فرهنگی و معنوی گفته می شود . بنا بر این بهترین راه گرامی داشت مناسبتهای دینی ، برقراری پیوند ما و زمانه ما با آنهاست و آوردن آن بزرگان و رخدادهای عظیم از قلب تاریخ به صحنه های واقعی زندگی مان ، تا ببینیم اگر علی و فاطمه و امام صادق و امام رضا (علیهم السلام) الان در کنار ما بودند چه رفتار و عکس العمل و موضع گیری ای در باره کارها و حرفهای دیگران داشتند و ما نیز چنین کنیم ؛ امام رضا(ع) نیز در پاسخ به کسی در باره چگونگی « احیای امر اهل بیت » می فرماید : « با آموزش علوم و معارف ما و آموختن آنها به دیگران ؛ زیرا اگر مردم زیبایی های سخنان ما را دریابند ، از ما پیروی خواهند کرد » (وكيف يحيي أمركم؟ قال(ع): يتعلّم علومنا ويعلّمها الناس، فإنَّ الناس لو علموا محاسن كلامنا لاتّبعونا _ عيون أخبار الرضا، ج:1، ص:307 ) .در این صورت است که تهنیت ها و تبریک ها حقیقت می یابد و از شادی ظاهری به شادی واقعی می رسیم و روح آن بزرگان را نیز از خود راضی و خشنود می سازیم .
شما بگویید که به نظرتان بهترین راه برای گرامیداشت واقعی و نه صوری اهل بیت (ع) کدام است ؟


