تبليغاتX
شبنــــــــــم سحرگاهـــــی
 

حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست ... که آشنا سخن آشنا نگه دارد


                                                                  

ختم قرآن کریم هدیـه به روح شاعر شوریده حال حاج محمد رضا آقاسی

جهت کسب اطلاعات بیشتر روی لوگو کلیک بفرمائید

نكته آخر در باب تحدي

در مورد تحدي  اين نكته ظاهرا موجب سو ء تفاهم شده كه اگر مثل قرآن را نمي شود آورد مثل ديوان حافظ و مولوي و امثال آنها را هم نمي توان آورد .

در اين باره بايد گفت اساسا هر يك از مخلوقات خداوندي بي نظير است و مشابهي عين خودش ندارد .

اما بالاتر يا پايين تر از آن وجود دارد يا مي تواند در آينده وجود داشته باشد .

حافظ اگر بي رقيب است در سطح خودش ورقباي خودش مطرح است نه در سطح قرآن . تازه حافظ خودش را شاگرد قرآن مي داند .

در مورد هر كتاب ديگري هم حتي اگر كاملا بي محتوا  و بي ارزش باشد – همين حرف را مي توان زد . اما همين كتاب بي محتوا از لحاظ درجه ي بي محتوا بودن بي نظير است و البته قرآن هم در سطح خودش به عنوان يك كتاب آسماني و سر شار از ابعاد  شگفت آساي گوناگون ( كه براي توضيح اين ابعاد به لينكهاي اشاره شده در پست قبلي ) مي توان مراجعه كرد .  حتي سر انگشت يك تن از ما مثل هيچ كس نيست و مي تواند تحدي كند . اما در سطح خودش .(‌ البته اصطلاحاتي در فلسفه هست تحت عنوان وحدت نوعي و وحدت شخصي و .... و اين بي نظير بودن در مورد ساير مخلوقات وحدت شخصي يا نوعي است نه وحدت و يكتايي و بي نظيري ذاتي و از همه جهات و همه ابعاد كمالي )‌. قرآن هم در سطح كمالات ادبي و علمي و فقهي و حكمتها و ظرافت ها و پيشگويي ها و بيان قوانين هستي و روح عظيم معنوي هيچ كتابي هم سطح و هم افق خودش ندارد . چون سخن اصيل و تحريف نشده خداست . معناي تحدي قرآن همین است .

 



 دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 1:40  توسط یاس



 

جهت کسب اطلاعات بیشتر روی لوگو کلیک بفرمائید

 

سلام بر دوستان عزيز

از همه شما دوستان خوب و بزرگوارم تشكر مي كنم كه با كامنتهاي زيبا و ارزشمندتان در اين مباحث قرآني شركت فرموديد و به لطف خداوند در اين گفتگوي دوستانه مجالي براي بحث و گفتگو درباره تحدي قرآن فراهم شد .

 از استاد بزرگوار شراره ها و شكوفه ها و استاد و برادر بزرگوارم جناب آقای احمد علي يزدي و برادر بسيار گرانقدرم  ابوالفضل و برادر بسيار ارجمندم عكاس كه نكات با ارزش و رهنمودهاي ارزنده اي ارائه داد ه اند  و نيز از نكته هاي قابل توجه دوستان بزرگوار ديگر : سید ( محمد رضا واحدي ) ،  سید محسن ، محمدعلی (ایران اسلام) ،  رضا ،   كوير ، نرگس امیری ،  هیچ! ، ،دادا ،  درجستجوي معنا ، سارا و میم ، رعنا ، محبت و زیبایی ،  مسلم ، نسيم مهرباني ،  فرشته مهر ،  حدیثه علوی  بي نهايت ممنون و  سپاسگزارم .

و براي همه شما دوستان خوبم آرزوي موفقيت و پيشرفت روز افزون دارم ....... 

 

در تكميل بحث بايد بگويم :

 

قرآن کریم کتاب عظیمی است چه به لحاظ ابعاد فرهنگی گسترده تاثیر گذارش در جوامع بشری و علوم اسلامی و رشد علوم جدید در تمدن اسلامی و چه به لحاظ ابعاد اعجاز قرآن کریم ( اعجاز علمی - اعجاز تاریخی و پیشگویی تحولات سیاسی و ... - اعجاز محتوایی و نقش آن در گسترش فلسفه و کلام اسلامی - اعجاز معنوی و نقش آن در سازندگی تربیتی و تحول اخلاقی انسان ها - نقش آن در فقه و حقوق - اعجاز ادبی و نقش آن در تحکیم پایه های زبان و ادبیات عربی و علوم بلاغی و علم لغت و زبان شناسی عربی - اعجاز عددی و آماری و ریاضی ( صرف نظر از افراط برخی در نمونه های نامربوط به این اعجاز ) ....

 

اما در مورد تحدی باید گفت که این مبارزه طلبی و رقیب طلبی قرآن سخنی رمانتیک و ادعای کاذب و توخالی نیست . البته موارد گذشته نمونه هایی که در تاریخ برای رقابت با آیات قرآن ذکر شده عملا به صورت طنز یا سخنان عادی در تاریخ مانده و نقش سازنده ای در هیچ یک از زمینه های تاثیر گذار قرآنی ایفا نکرده و این خود نافرجام بودن چنین تلاشهایی را در گذشته نشان می دهد اما واقعیت تحدی این نیست که سلمانان یک تنه قاضی بروند و همه نوشته های رقیبان را رد کنند و بی محتوا و بی ارزش بینگارند و با توهین و مسخر برخورد کنند و یا مسیحیان و یهودیان و حتی مسلمان نمایانی با نوشتن متنهایی مانند فرقان الحق  ( قرآن قرن بیست و یکم  ) و یا همین دفتر کوچک سید جاوید هاشمی تصور کنند که نزد خود کتابی تازه آورده اند که در مسابقه و رقابت با غنای تعالیم و ادبیات قرآنی پیروزمند گشته و مدال افتخار گرفته ... این هر دو تصورات و ادعاها افراطی و برخلاف همان تحدی قرآنی است ...

 

تحدی قرآن کریم چنان که مد نظر قرآن است  مشروط است به برگزاری همایشی بزرگ متشکل از اندیشمندان و صاحبنظران منصف ( نه مسلمان و نه مسیحی متعصب و نه لامذهب متعصب و افراطی ) در تخصص های مختلف ادبیات عرب و بیان و بلاغت و فلسفه و اعتقادات و دین شناسی  و زبان شناسی و علوم تجربی و سایر زمینه های فرهنگ و تمدن .... که این متفکران داورانی منصف باشند یا داوران منصف متخصصی را انتخاب کنند تا بین متن قرآن و سایر متون ادعای رقابت با قرآن داوری کنند و به هر یک امتیاز بدهند . طبق بیان اعجاز آمیز قرآن چنین همایشی به شرط علم و و انصاف و توانمندی کافی برگزارکنندگان قطعا در جهت تایید معارف و حقايق قرآن به پایان خواهد رسید .... هیچ راه دیگری برای اثبات تحدی وجود ندارد .... مگر همان گذشت زمان و روند طبیعی ... که در دراز مدت نشان دهد تاثیرگذاری فرهنگی و مدنی و معنوی متون دیگر مدعی رقابت با قرآن چه اندازه کم و یا منفی خواهد بود . در حالی که درخت تناور قرآن روز به روز شکوفاتر و مستحکم تر در حال رشد و نمو روز افزونتر پیش می رود و زمان را پشت سر می گذارد .

از لطف همه شما ممنون و سپاسگزارم .....

 

                      متن هايي  برای مطالعه بیشتر :

 

۱ .  نقدي بر فرقان الحق                      ۱۵ . اعجاز عددي قرآن 1     

 ۲ . اعجاز قرآن 1                                     1۶ . اعجاز عددي قرآن 2

۳ . اعجاز قرآن 2                                           1۷ . اعجاز عددي قرآن 3  

۴ . كلياتي در باب تحدى (مبارزه طلبى)              1۸ . اعجاز عددي قرآن 4 

۵ . معجزه محتوايي قرآن                                   ۱۹ . اعجاز عددي قرآن 5

۶ . درآمدي بر اعجاز صوتي قرآن‌                            2۰ . اعجاز عددى ونظم رياضى قرآن 1

 ۷ . الهى بودن الفاظ قرآن                                  2۱ . اعجاز عددى ونظم رياضى قرآن 2

۸ . جستاري در وجوه زيبايي و هنري قرآن          2۲ . اعجاز عددى ونظم رياضى قرآن 3

۹ . اعجاز قرآن از ديدگاه معتزله                       2۳ . اعجاز عددى ونظم رياضى قرآن 4

۱۰ . وجوه اعجاز قرآن                                  2۴ . اعجاز عددى ونظم رياضى قرآن 5

۱۱ . مقالاتي در باره ابعاد اعجاز قرآن               2۵ .  فرهنگ اعجاز علمي در قرآن و حديث

۱۲ . تحدي و نظريه صرفه                                  ۲۶ . كلياتي در مورد قران

۱۳ . شبهه اي در باب تحدي قرآن                          ۲۷ . تحدي ( پاسخ به شبهات )

۱۴ .مباحث تحدي قرآن از نظر علامه طباطبايي           ۲۸ . علت‌های ناشناخته در اعجاز قرآن

 



 یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 19:14  توسط یاس



نویسنده: عکاس

چهارشنبه 29 فروردين1386 ساعت: 3:31

سلام خسته نباشید
ممنون از پاسخ مثبتان
بحث را با یک سوال که در پست قبلی خدمتتون عرض کردم میارم امیدوارم همه دوستان با نگاه تازه تری به این بحث نگاه کرده تا انشا ا...نتیجه مورد نظر که کشف حقیقت بدون هر گونه تعصبی باشد بدست آید تا چراغ هدایتی برای همگان گردد
حال خود سوال اینست که هم آورد طلبی قرآن در مورد آوردن آیه ای همانندیک آیه از قرآن بعنوان یک معجزه تلقی میشود در صورتی که میدانیم این موضوع
میتوانددر موردمتون دیگر نیز صادق باشد
مثلاهر کس بخواهد یک آیه همانند آیات قران را بیاورد لزوما یا باید عین آیات قرآن را
بیاورد که در ان صورت خودآیات قرآن رابیان کرده و اگر بخواهد چیزی که معنای سخنان قران را بیاوردهرگز ان سخنان آیات قرآن نخواهد بود
حال يك مثال ديگر
اگر حافظ ادعا كند ومردم را به همآورد طلبي بخواند كه شعري همانند شعر اول ويا نه حتي بيتي همانند بيت اول شعرش بياورند آيا كسي قادر است واقعا شعري همانند آن بياورد در صورتي كه ميدانيم اگر بخواهد مثل ان بيت را بياورد لزوما بايد آن بيت مثل بيت حافظ باشد كه ميتوان گفت بيت كپي شده واگر بخواهد شعري يا بيتي از آن شعر را كه معناي مطالب آن شعر حافظ را بياورد صد سال سياه كه آن شعر شعر حافظ باشد ميبينيم كه در مورد همه متون ميشود اينطور بيان كرد وهماورد طلبي كرد منتهي مطالبي كه بخواهد عين هم باشند لزوما يا خود مطلب است يا شبيه آن مطلب كهدر اينصورت باز هم خود آن مطلب نيست پس دليل عجاز شمردن قران از اين نظر چيست
خواهشي كه از دوستان دارم اينست كه بحث را بدون هر گونه تعصب مذهبي ادامه دهند تا مورد استفاده ديگر موحدان غير مسلمان هم واقع شود

وب سایت

 

نویسنده: دادا

چهارشنبه 29 فروردين1386 ساعت: 10:36

سلام دوست من
كارتون زيبا وبا ارزشه.
اميدوارم موفق ومويد باشيد.
واميدوارم كه پاسخ نهائي همه دوستان وشبهه هائي كه ايجاد ميشه به خاطر نا آگاهي وگاهي غرض شما در پستهائي بعدي بدهيد تا انشاالله كاملا مفيد واقع بشه.

در جواب دوستمون عكاس هم بگم :
دوست عزيز اگر به اين وتفاسيري كه شده توجه كنيد منظور اين نيست كه حتما ودقيقا همون كلمات دوباره ذكر بشه كه اگر اين باشد تعبيري كودكانه است.منظور ر از همه جهات فصاحت وبلاغت وفن كلام ومعنا است.


موفق باشيد وپايدار
ياعلي

وب سایت    پست الکترونیک

  

نویسنده: ابوالفضل

چهارشنبه 29 فروردين1386 ساعت: 14:48

با عرض سلام و احترام :
به مانند همیشه از هنر نمایی متعهدانه قلم توانایتان بهره بردم.
و اما بعد...
در خصوص فرمایشات وبلاگ نویس بزرگوارمان جناب آقای عکاس عارضم که :
اگر خداوند فرموده است که اگر کسی می تواند به مانند قرآن بیاورد منظور ادبیات خاص قرآنی نیست ! بلکه اصول و قواعدی است که بدین وسیله بعد از گذشت بیش از 14 قرن همچنان قرآن بدون تحریف باقی مانده است . آیات قرآن بگونه ای نازل شده است که اگر حتی یک فتحه تبدیل به ضمه شود ، کل سیلاب ها و وزن آیه بهم می ریزد. و این است همان اعجازی که تا کنون کسی نتوانسته است قرآن را تحریف کند.
و اما اعجاز بعدی : خداوند فرموده است که ما آسمان را در هفت طبقه خلق کردیم .
پنج سال پیش که سازمان فضایی ناسا با بوق و کرنا اعلام کرد که می خواهد تلسکوپ هابل را تقویت کند . با کمال تعجب اعلام کرد بعد از تقویت هابل کهکشان دیگری را مشاهده کرده اند که پنج میلیون سال نوری از کهکشانی که کره زمین در آن واقع شده است فاصله دارد! یعنی حضرات بعد از این همه پیشرفت علمی تازه آسمان دوم را پیدا کرده اند که آن هم پنج میلیون سال نوری با زمین فاصله دارد....
از این موارد در قرآن بسیار است که عقل ناقص انسان هنوز باید راه زیادی را طی کند تا به آن برسد.
در خصوص اوامرتان نیز در وبلاگم کاملا حق باشماست . متاسفانه غفلت های ما باعث شده که وضعیت به اینجا برسد...
خدا به دادمان برسد
خدا خیرتان دهد . از لطف و بنده نوازی شما به مانند همیشه ممنون و سپاسگذارم.
ایام به کام و موفق باشید.

وب سایت    پست الکترونیک

 

نویسنده: کتابنمای جهانی

چهارشنبه 29 فروردين1386 ساعت: 21:7

منظور از تحدی قرآن این است که کسی بتواند متنی مشابه آن بنویسد . حجم آن مهم نیست یک صفحه یا صد صفحه .... مثل نویسنده بسیار زبردستی که نثر و بیان کاملا منحصر به فردی دارد و قابل تقلید نیست . همانند خود حافظ یا مولوی که البته غزل زیاد گفته شده و مثنوی هم زیاد است ولی هرگز کسی نتوانسته مانند آنها را بیاورد . صرف شباهت ظاهری کافی نیست وگرنه ما دیوانهای شعر زیادی داریم ولی هیچ یک لسان الغیب نشدند و جایگاه و منزلت ادبی و نفوذ اجتماعی و معنوی دیوان حافظ را نیافتند ... مرحوم ملا احمد نراقی هم مثنوی طاقدیس دارد که خیلی شبیه مثنوی است و برخی آن را دفتر هفتم مثنوی نامیده اند ولی علی رغم مشابهت های متعدد زمین تا آسمان با سبک مولانا فرق دارد و به گرد آن نمی رسد .

وب سایت

 

نویسنده: کتابنمای جهانی

چهارشنبه 29 فروردين1386 ساعت: 21:26

البته مولوی و حافظ خود شاگرد قرآنند و بارها در کتاب خود گفته اند که هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم و مثنوی را هم برخی مانند حکیم سبزواری نوعی تفسیر قرآن نامیده اند و مرادم از این دو مثال بود و نه این که اینها قصد تحدی داشته باشند ....

حالا اگر کسی بیاید و بنشیند با آیات قرآن بازی کند و به جای بسم الله الرحمن الرحیم بنویسد : به نام پدر پسر و روح القدس و بعد با دستکاری آیات یک در میان چرت و پرت به ظاهر ادیبانه بنویسد آیا این متن او مثل و مانند قرآن خواهد بود ....

قرآنی که وقتی عبدالباسط در نیویورک آن را تلاوت می کرد بیش از صد نفر به اسلام گرایش پیدا کردند .

قرآنی که شنیدن آیاتش روح هر انسان خوبی را به پرواز در می آورد و هر گنهکار بزرگی را می لرزاند و به تحول وامی دارد ...

قرآنی که صدها سال در هر سطر و کلمه اش هزاران نکته تامل برانگیز یافته اند و تا قیامت هم این استخراج نکته های بکر ادامه خواهد یافت

قرآنی که سازنده زبان و ادبیات عرب بوده و علوم بسیاری را به دنبال خود در تمدن اسلامی به وجود آورده ...

قرآن نمای های الکی آمریکایی و مسیحیان مریض و مغرض قرون وسطایی که جنگ صلیبی شان قرنهاست که ادامه دارد بیشتر از آن که حتی با مثنوی یا حافظ قابل مقایسه باشد با حکایات حکیمانه ملانصر الدین هم قابل قیاس نیست بلکه شبیه نوشته های یک بچه دبیرستانی عرب است که در کلاس انشا قلم پردازی کرده باشد ولی انشای متوسط دارد و محتوای بسیار ضعیف ولی هیچ یک از آثار عظی قرآن را نه در فرهنگ و نه فلسفه و نه تمدن در بر نخواهد داشت بلکه مدتی بعد به زباله دانی تاریخ سپرده خواهد شد ....

مگر زمان خود پیامبر ملحدانی مثل سجاح به تقلید از سوره فیل نگفتند :
الفیل و ما ادراک ما الفیل خرطومه طویل .....

حتی یک نادان ابله هم که خواندن و نوشتن نمی داند چنین نوشته هایی را جز طنزی پوچ هیچ می داند . همین طور است فرقان الحق مسیحیان صلیبی امریکایی که در نبرد با قرآن ساخته اند و نباید آن را جدی گرفت و اگر هم جدی بگیرند چیزی برای اندیشه و معرفت و عرفان نخواهند یافت جز اتلاف وقت و سرگرمی بی ثمر ....

وب سایت

 

نویسنده: کتابنمای جهانی

چهارشنبه 29 فروردين1386 ساعت: 21:38

فکر می کنم مسیحیان بروند فکری به حال خود بکنند که بیش از 80 متن و نسخه متناقض و متفاوت انجیل در واتیکان موجود است و بیش از سیصد نسخه هم در قرون سوم و چهارم میلادی توسط کشیش ها نابود شد تا آبروی انجیل های تحریف شده نرود . تازه همین کتاب مقدس هم خودش چهار انجیل متناقض و متعارض است . در صورتی که فقط ترجمه های مغلوط انجیل عبری در دسترس است و اصل انجیل عبری به کلی از بین رفته است . علاوه بر انجیل برنابا که موجود است و خیلی کامل تر و بهتر از انجیل های مسیحیان است . چون نه از خدایی مسیح صحبت کرده و نه از سخنان نامربوط و خرافی انجیل ها در آن خبری نیست ولی چون در آن چند بار از پیامبر اسلام نامبرده مسیحیان آن را ساخته مسلمانان می دانند . در صورتی که از صدر اسلام تا الان هیچ نسخه دومی از قران در هیچ کتابخانه ای وجود نداشته است .

وب سایت

 

نویسنده: رضا

پنجشنبه 30 فروردين1386 ساعت: 8:30

سلام و درود فراوان بر شما .و راه و نوشتار جدیدتان بسیار خوبه و عالی .....در مورد عمل مسیحیان هم عمل بسیار کودکانه و از روی نادانی است ...زیرا بهترین دلیل در کتاب تورات و انجیل از حضرت مسیح نقل شده خبر از آمدن پیامبری بنام احمد و کتاب آسمونی او گفته ....احمد ...همان حضرت محمد (ص) خاتم انبیا است ...و سند بالاتر از سوره مریم در قرآن مجید ...که پروردگار می فرمایند ...مسیح نه کشته شد و نه به دار آویخته شد ..او به آسمونها پرواز نموده ..و با صاحب الزمان ابا صالح گل نرگس به زمین باز خواهد گشت و جزو یاران آن حضرت خواهد بود و خودش پشت آقا نماز میگذارند ......با اینکه در روایاتها آمده که حضرت مسیح برای پیام آقا اقدام میکند و در این راه جنگها و خونریزیها در می گیرد و حضرت مسیح جزو اولین کسانی و یاران صاحب زمان هستند که به شهادت میرسند ...........قرآن کتاب آسمونی و بزرگترین معجز می باشد و برای تمام دنیا و تمام سالها ...راه سعادتمندی در قرآن است بس ......آرزوی تندرستی و موفقیت شما در این راه دارم در پناه حق باشید ......

وب سایت    پست الکترونیک

 

نویسنده: عكاس

جمعه 31 فروردين1386 ساعت: 3:27

سلام به همگی
از اینکه لطف کردین و وارد این بحث شدید از همه ممنونم
منظور از طرح این سوال خدای نکرده ایجاد شک یا شبه نسبت به قرآن نبوده ونیست ودلیل اینکه از همه دوستان خواهش کردم که احساسات مذهبی را در جواب دادن و شرکت در بحث کنار بگذارند این است که آگاهانه وبدون تعصب دینی وارد بحث شوند
در تمام بحثهای دینی که بین پیامبر گرامی اسلام وامامان بزرگوار با دیگر علمای دینی مطرح میشد هرگز در پاسخ دادن به سوالات علمای دیگر مذاهب از دین اسلام دلیل یا برهانی نمیآوردند بلکه همیشه از نقطه نظر همان عالم وچیزی که او به آن معتقد بود پاسخ را میدادن واعتقادات خود را دلیل نمیآوردند چرا که انها به اعتقادات ما اصلا باور ندارند پس به این مسئله هم دقت شود بهتر است
اما مسئله دوم اینکه در اینجا قصد تشبیه کردن چیزی را با قرآن نداریم
سوال این بود که این مبارزه طلبی بعنوان یک معجزه از قرآن یاد میشود در صورتیکه این مبارزه طلبی برای تمام متون صادق است
از نظر من چیزی در قرآن وجود دارد که هرگز دیگر متون نمیتواند داشته باشد وتمایز اصلی قرآن با دیگر متون در همین است حال قصد از طرح این سئوال رسیدن به این تمایز است که چه چیزی در قرآن است که به مبارزه طلبیده شده است ومنظور ظاهر قرآن نبوده است بیاییم چیزی را از قرآن بیان کنیم که دیگر موحدان گرامی با شنیدن آن راه را از چاه تشخیص دهند
اگر صد سال بنشینیم واز باورهای خودمان به آنها بگوییم
چون آنها باور ما را پذیرا نیستند نتیجه ایی که میگیریم راهگشا نخواهد بود
دوست و استاد گرامی که از طریق کتابنمای جهانی مطالبی را بیان نمودن نیز به مطلب خوبی اشاره نموده اند لیک این همه از نظر ما مسلمانان حجت است واصلا اگر به آن باور نداشته باشیم مسلمانیمان زیر سوال است
از همه دوستان خواهش میکنم که فکر کنند جوابی که میدهند به یک غیر مسلمان جهت اثبات حقانیت قرآن به او میباشد باز هم ممنون از شرکت شما عزیزان در بحث منتظرتان میمانیم
واز شبنم صبحگاهی نیز به خاطر قبول این زحمت سپازگزاریم
مویدو موفق باشید

وب سایت

 

نویسنده: احمدعلی یزدی

جمعه 31 فروردين1386 ساعت: 21:55

اول عرض کنم که عکاس گرامی مطلب را طور دیگر گرفته اند هرچند که مثلا فرموده اند :
... از نظر من چیزی در قرآن وجود دارد که هرگز دیگر متون نمیتواند داشته باشد وتمایز اصلی قرآن با دیگر متون در همین است حال قصد از طرح این سئوال رسیدن به این تمایز است که چه چیزی در قرآن است که به مبارزه طلبیده شده است ومنظور ظاهر قرآن نبوده است بیاییم چیزی را از قرآن بیان کنیم که دیگر موحدان گرامی با شنیدن آن راه را از چاه تشخیص دهند ... .
که شاید منظور از تحدی را این گرفته باشد که وجه تمایز قرآن با کتب دیگر چیست ؟ که وجه امتیازش بر دیگر کتب باشد .

 

نویسنده: احمدعلی یزدی

جمعه 31 فروردين1386 ساعت: 22:1

ما حالا همین را در نظر می گیریم و در پاسخ عرض می کنیم که اگر ایشان قرآن را باز کنند اولش آمده :
بسم الله الرحمن الرحیم ، ... .
خب شما کتابی را بفرمایید که به اسمی آغاز نشده باشد .
ویا بعدش آمده :
اقرابسم ربک الذی خلق ، ... .
خب شما کتابی را بفرمایید که بما بگه که بنام کی گردآوری کنیم .

 

نویسنده: احمدعلی یزدی

جمعه 31 فروردين1386 ساعت: 22:15

اما تحدی که شما مطرح فرموده اید و اینکه :
سوالي كه هست اين است كه در اين ميان چه كسي بايد داوري كند و بگويد كه چنين كارهايي بسيار كودكانه و كمتر از آن است كه با قرآن مقايسه گردد . از دوستان مي خواهم نظراتشان را در اين زمينه بيان كنند .
عرض شود که برای داوری قرآن می گوید :
... ودعوا شهدائکم من دون الله ... .
یعنی شاهد بیارید از غیر خدا .
مثل اینکه گفته شود شاهد بیارید از غیر هستی برای بودن چیزی .
یعنی برای بودن چیزی که بخواهیم بگیم که هست دست بدامن هستی باید شد و مثلا از نیستی یا این چیه ممکن الوجود که گفته شود نه هست نه نیست که نمی شود برای بودنش شاهد آورد .
یعنی اگر هم ، که نمی توان ، یکی بخواهد حرفی بزند و یا حرفش را بنویسد بعنوان مثلا یک کتابی بدون خدا که نمی تواند چنین کاری کرد .
مثلا همان حافظ و یا مولوی هم که عزیزان مثال زده اند بحول و قوه ی الهی حرفی زده اند .
تحدی قرآن برای مثل و مانندش آوردن از طرف خدا که نیست ، مطلب اینست که از غیر خدا بفرما بینم چی داری که بگی ؟
هرچه بگی با همین لب و دندان خدا دادیست و نوشته ات هم با دستی که ازو داری .

 

نویسنده: عكاس

شنبه 1 ارديبهشت1386 ساعت: 7:23

ممنون از اظهار نظر آقای احمد علی یزدی
برادر گرامی امیدوارم
باز هم در این بحث شرکت داشته باشید
اما یک نقطه است که بهتر است روشن شود
با تمام مطلبی که شما فرمودیدمیشود اینطور متصور بود که هر متنی آفریده خداوند است وانسانها هرآنچه میگویند ویا مینویسنداز وسایلی که خداوند در اختیار آنان گذارده است استفاده مینمایند وبقیه اظهار نظرتون....
اما برادر بزرگوار اگر چنین بود هرگز خداوند دیگران رابرای آوردن حتی سوره ویا آیه ایی همانند قرآن دعوت نمیفرمود
که ذات مقدس پرودگار بدور از گفتن سخنان بیهوده است
حتما چیزی بوده که در قرآن اینگونه به مبارزه طلبیده شده
در غیر اینصورت ممکن نبود که بدین صراحت بیان شود
با تشکر

 

نویسنده: عکاس

شنبه 1 ارديبهشت1386 ساعت: 7:31

برادر بزرگوارم آقای احمد علی یزدی
ایکاش منظور خودتان را از جمله(عکاس گرامی مطلب را طور دیگری گرفته اند ) رابدون هیچگونه تعارفی بیان میفرمودید
تا آنرا اصلاح میکردیم همیشه ممنون هدایتگرانی که راه را مینمایانند هستیم

 

نویسنده: سید محسن

شنبه 1 ارديبهشت1386 ساعت: 10:14

به نام حضرت دوست


سلام و احترام خدمت خواهر بزرگوارم
و همچنین درود و سلام به همسر محترمتان


کوتاهی حقیر را از اینکه دیر خدمت رسیدم پذیرا باشید


اولا که ادامه مطلب باز نشد که بتونم بخونم
شاید مشکل از اینترنت من باشد که به شدت کم سرعت هست

دوما یک برداشت عامیانه هست که من هم چون سواد آنچنانی ندارم بیان میکنم

مگر نه اینکه هر پیامبری که از جانب خدا مبعوث شده معجزه ای داشته :

حضرت ابراهیم (ع) حفظ شدن از آتش
حضرت موسی (ع) ید بیضی
حضرت عیسی (ع) زنده کردن مرده و شفای کور مادر زاد
و
حضرت محمد ( ص ) قرآن مجید و ....

که همه به اذن خدا بوده


و انچه به اذن خدا باشد هیچ مانندی نخواهد داشت






در پناه حضرت دوست

وب سایت    پست الکترونیک

 

نویسنده: احمدعلی یزدی

يکشنبه 2 ارديبهشت1386 ساعت: 1:34

سلام علیکم جمیعا .
خدمت عکاس گرامی عرض شود که شما قرآن را در برابر کتاب دیگری گرفته اید در حالیکه چیزی جز کتاب الله نداریم .
وبعد هم با طرح ممتاز بودن قرآن پیگیر ممیز شده اید که این هم همانطور یعنی پس فرض دو نوشته یا مکتوب است که یکی از آندو را قرآن گرفته اید .
این از مطلب دوم شما .
اما مطلب اول
خداکسی را دعوت به آوردن مثلا سوره ای نکرده بلکه منکرین نازل شده به پیامبر را مخاطب قرار داده که اگر راست میگویند از طرف خدا ! یه حرفی بزنند که اگر بزنند هم از طرف خداست و رسول خدا هم که حرفی جزاین نزده که از طرف خدا میگوید ، پس چرا انکارش می کنند ؟
واگر پیامبر از طرف خدا حرف نمی زند خب شما هم مثل حرفهای او را بزنید ببینیم مثل همان اول قرآن و آیه ی بعدش که بعرض رسید .
حالا این بماند ، شما مگر امتیاز قرآن بر کتب دیگر را نخواسته بودید ؟ خب بنده هم اولین و دومین آیه اش را عرض کردم برایتان .
اما سخن بیهوده ای که فرموده اید ، آیا سخن را هم مثل کتاب باهوده و بیهوده گرفته اید ؟ وبعد هم خدا را منزه از یکی ازدو رقمش ؟ همان خدایی را که بقول امام علی علیه السلام : ... و غیر کل شیئی لا بمزایله ؟ یعنی شیئی یا چیزی مثل سخن بیهوده دارید که خدا با آن نیست ؟
راستی خدا یعنی چه ؟

وب سایت

 

نویسنده: عكاس

يکشنبه 2 ارديبهشت1386 ساعت: 7:2

سلامی دوباره به همه عزیزان
گویا سوالی که کرده ایم به مذاق بعضی از عزیزان خوش نیامده است
وبه جای آنکه در مورد متن سوال بیندیشند با احساسات خود مسیر انحرافی را انتخاب نموده اند
سوال بسیار روشن است ومطمئنا جوابی قانع کننده دارد وبا کمی صبر میتوان به آن رسید با متهم کردن این و آن به ...... جواب سوال مشخص نخواهد شد چنانکه عزیزان جواب آن را نمیدانند میتوانند جوابهای داده شده را مطالعه کرده واز بحث استفاده مفید ببرند
از مدیریت محترم وبلاگ خواهر گرامیمان شبنم سحرگاهی نیز که میدانم در حال مطالعه دقیق ورسیدن به سوالی قانع کننده ومحکمی هستند نیز سپازگزارم
من این سوال را ابتدا با این عزیز واستاد گرامی مطرح کردم واین پیشنهاد خود ایشان بود که در پست فعلی این بحث آغاز گردد اگر سوال سوال مفید به فایده نبود با شناختی که از ایشان وهمسر گرامیشان دارم مطمئنا قبول زحمت نمیکردند و مستقیما جواب سوال را به خود من میدادنددلیل طرح این سوال تحریک کردن یا متهم کردن این آن نیست بلکه رسیدن به جوابی کاملا روشن است که انشا ا... به آن خواهیم رسید
موفق وموید باشید

وب سایت

 

نویسنده: رعنا

يکشنبه 2 ارديبهشت1386 ساعت: 21:35

سلام به یاس مهربون و سپید قصه ها
احوالتون چطوره ؟
ممنونم از حضور سبزتون . توصیه تون همیشه یادم می مونه ... نمی ذارم دغدغه های کوچیک ذهنم رو آشفته کنه ... با حرفهای شما و دوستان دیگه واقعا احساس خوبی بهم دست داد .
از صمیم قلب ازتون ممنونم .

اما راجع به پست اینبارتون
توی خود قرآن هم آیاتی داریم که کاملا میگن که قرآن از هر تحدی و تحریفی حفظ شده ، چه اون آیاتی که از عجز انسان توی آوردن حتی یک سوره مثل قرآن میگن ، چه آیاتی که کاملا اشاره میکنن به اینکه قرآن از طرف خداست و خودش هم حفظش میکنه .
انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون .
این آیه صراحتا تاکید میکنه قرآن بعد از نزول از هر تحریفی حفظ میشه .

راستی یاس مهربون ، وبلاگ همسر مهربونتون رو نمی تونم باز کنم ، فیلتر شده !!
امیدوارم در کنار هم ، همیشه شاد و سربلند و سبز باشید .

خدا نگهدارتون باشه.

وب سایت

 

نویسنده: محبت و زیبایی

دوشنبه 3 ارديبهشت1386 ساعت: 3:56

با سلام خدمت خواهر گلم! بحث خوب و مفیدی است... سالها پیش یادم نیست یکی گفت یا یک جا خواندم ...به هر حال....که قران چندین مرتبه’ درک و فهم دارد از ظاهر شروع میشود و کم کم به باطن وارد میشود و راست میگفت چون در هر سنی که آیات را میخوانم احساس میکنم معنای عمیق تر از سال پیش دارد .... شاید این یکی از معجزاتش باشد... دلتان نورانی!

وب سایت

 

نویسنده: محبت و زیبایی

دوشنبه 3 ارديبهشت1386 ساعت: 3:59

سلام دوست گلم! یکبار نوشتم پاک شد ... بحث مفید و خوبی آغاز کرده اید شاید یکی از معجزات آیات قران این باشد که با رشد درونی انسان آیات معنای عمیق تر پید میکنند... هر کس با اندازه’ رشد درونی اش آنها را درک کرده و میفهمد... دلتان نورانی!....

وب سایت

 

نویسنده: مسلم

دوشنبه 3 ارديبهشت1386 ساعت: 6:53

منهم عقيده دارم كه در قران چيزي فراتر از ديگر متون وجود دارد كه آن را متمايز كرده است در مورد سوال عكاس عزيز نيز بگويم سوالي كه مطرح نموده ايدقبول كنيد كه كمي تحريك آميز است شما كه خود ميدانيد با طرح اين سوال چون اكثريت مردم از روي احساس و يك نوع تقليد كوركورانه ديني را انتخاب كرده اند نه با معرفت وشناخت قبلي چرا اين سوال را در محيطي بيان ميكنيد كه ظرفيت شنيدن يا پاسخگويي به آن وجود ندارد
به هر حال بحث خوبي است همينطوري نميتونم جواب بدم بايد كمي مطالعه كنم تا بعدموفق باشيد

 

نویسنده: سارا و میم

چهارشنبه 5 ارديبهشت1386 ساعت: 12:16

سلام به همگی خصوصا صاحب خانه..یاس رازقی
نمی دونم چرا هی موقع گذاشتن نظرات ارور میده.خدا کنه ایندفعه نظرم سالم به مقصد برسه
در مورد سئوال جناب عکاس می خواستم عرض کنم که این هماورد طلبی به نظر من به این معنا نیست که ما آیه ای کپی قرآن بیاوریم.......مثلا در مورد دوتا دوست که رفتاری مثل هم داشته باشند میگوییم که این دو مثل همندیا مثلا این زن و شوهر عین همند .......آیا این که میگوییم دونفر مثل همند به معنای آن است که کپی همند..در حالیکه چنین چیزی در دوقلو ها ی همسان هم وجود ندارد که کپی هم باشند..................در نتیجه ما با توجه به همشان بودن و هم ثقل بودن دونفر چنین برداشتی کردیم
پس کپی بودن را نتیجه گیری نمی توان کرد........از طرفی این را هم قبول داریم که هر کس دیگری مثلا حافظ هم میتواند چنین ادعایی کند...و ممکن است چنین شعری تاکنون از نظر شان و کفو شعر حافظ آمده باشد....کما اینکه شنیدیم که گوته را حافظی دیگر گفتن(از نظر بزرگان ادبیات دانان)
اما در مورد قرآن با توجه به ظاهر قرآن و درهای بعدی آن و باطن قرآن و درهای بعدی آن(هفت باطن)و نیز پیشگوییهای قرآن که یکسری از آن در ظاهر به اثبات رسیده و یکسری نیز هنوز اتفاق نیافتاده هماورد طلبیده که البته فصاحت وبلاغت آنرا نیز نباید از نظر دور داشت
در این مورد هم نیاز به یک شخص است که اشراف و احاطه به ادبیات عرب داشته باشد و نیز مسلط به باطن قرآن..........که بتواند هم ثقل بودن یک سوره ای را که کسی( ما سوی الله) آورده باشدبا قرآن بسنجد.........
منتظر نظرات بقیه دوستان هستیم
(البته قبلا عرض کنم که بنده ترجیح میدهم شنونده مطالب استادان گرامی باشم واین مطالب را هم درس پس دادن در نزد استادان میدانم)
و هم اینکه مسیر بحث را از بحثهای حاشیه به بحث اصلی بکشانم
همگی سبز و پایدار باشید

 

نویسنده: احمدعلی یزدی

سه شنبه 4 ارديبهشت1386 ساعت: 14:38

سلام علیکم جمیعا .
خدمت سارا و میم گرامی عرض شود که زیاد هم بحث را منحرف نفرموده اید !
چراکه اول و آخرش همان خدا و حرف اوست چه موضوع تحدی باشد و چه همان که شما فرموده اید .
ناگفته نماند که خواهر چون یاسم یکمی بی ترمز تاخته اند و نزدیک بود منم شیفته ی این چیه فرهنگ فرنگی ها شوم یا دستکم غبط بخورم .
نه خواهر فهمیده و بزرگوارم اینطوریم که شما فرموده اید نیست ، مثلا ما کفش یا وسیله ی زیر پیمان را می دهیم تعمیر می کنند و باز مصرف می کنیم ولی اونا چی ؟ هیچ به این چیه تاناگوراها سر زده اید مثلا ؟ وسایل کهنه ی آنها از نوهای ما هم بهترند ، بعلاوه این چیه فرهنگ مصرف گرایی حتی همونیم که به خودمان نسبت داده اید ، مسائل زینتی زنانه را عرض می کنم ، ما از کی پیروی می کنیم ؟
برایم سخت ترین جای فرمایش شما ( علمی ) بودن آنهاست آنهم در حالیکه در اولین سوره ی قرآن می بینیم :
... اقرا وربک الاکرم ، الذی علم بالقلم ، علم الانسان ما لم یعلم ، ... .
ودر سوره بعد هم می بینم :
بسم الله الرحمن الرحیم ، ن والقلم و ... .
پس زیاد هم جای تعجب ندارد که در مراکز علمی ما کتب علمی آنها تدریس شود !؟
چراکه شاید بقول عکاس عزیز و گرامی ما علم هم باهوده و بیهوده داشته باشد ، نه اینکه یه رقمی باشد و آنهم همان که :
... علم بالقلم ، علم الانسان ... .
پس سارا و میم گرامی در پاسخ به مسئله ی شما هم پاسخ علمی را کی به انسان می آموزد ؟ خدا یا اونا ؟

وب سایت

 

نویسنده: احمدعلی یزدی

سه شنبه 4 ارديبهشت1386 ساعت: 14:39

اینکه شد دوتا معلم ؟! مثل دوتا خدا ، که حرف یکی از این دو یا تحت حرف دیگریست و یا مساوی ، در حالیکه :
... ، لم یلد ولم یولد ، ولم یکن له کفوا احد .
درسوره ی توحید چی میگه ؟ جز این که حرف خدا تحت حرف دیگری نیست ؟ و تحت حرفش هم حرف دیگری نیست ؟ و ( مثل ) حرفش هم در کنارش یافت نمی شود ؟ که مثل اون را مسئله کرد ؟ که مسئله ی عکاس گرامی باشد ؟
در مسئله ی شما هم همینطور .
راستی حرف خدا در مسئله ی شما چیست ؟ ( دقت بفرمایید ) حرف در آن را عرض می کنم ، نه اینکه حرف هم ( دو رقمی ) ست و حرف خدا یه رقمش ؟
خواهر چون یاسم هم بخوبی آگاهند که در مسئله ی علمی هم حرف از آن کیست .
چراکه : بسم الله الرحمن الرحیم ، قل هو الله احد ، الله الصمد ، ... ، را از بچگی حفظند .
وبرای چون ایشانی هم لازم به یادآوری نیست که شکافنده ی علوم علیه السلام فرموده اند :
اگر بود کسی تمام علوم را از کلمه ی ( صمد ) برایش می شکافتم .

وب سایت

 

نویسنده: شراره ها و شکوفه ها

چهارشنبه 5 ارديبهشت1386 ساعت: 0:4

ضمن استفاده فراوان از سخنان دوستان و به خصوص جناب بزرگوار احمد علی عزیز یزدی .... بله درست است بحث از تحدی به غرب و شرق و ازدواج و دعوای خانوادگی کشید و چیه و اینها و غیر ذلک .......

برای عزیز گرامی یزدی عرض کنم که بله کاملا درست است قرآن با اقرا نازل شد ولی الان علم و دانش و مطالعه آثار علمی ( همان دستور اقرا قرآن) از میان مسلمانان رخت بر بسته .... امروز مسلمانان دیگر نه ابن سینا دارند نه فارابی و خواجه نصیر ... تنها به روایت خواندن مشغولند و ذکر خواندن و ثواب بردن و غیره و ذلک و محکوم کردن این و فاسق و فاجر خواندن آن و کافر و منافق خواندن غرب و شرق مشغولند ....

پیامبر معلم وحی است نه معلم فیزیک و فلسفه و زیست شناسی ... البته همه را به علم و دانش دعوت کرده و گفته برای طلب دانش به چین بروید و ما وارد کنند کالای چینی هستیم نه علم آنها و هیچ عالم بزرگی امروز مطلقا به این دستور عمل نمی کند که برای علم آموزی به اروپا برود .... بلکه علمای ما اصلا علوم آنها را علم نمی دانند بلکه جهل مرکب و فساد تئوریزه شده می انگارند و این است که علوم حوزوی به همان اصول و عربی و ... خلاصه شده و از علوم بشری دور و دست خالی مانده ایم و البته خوشحال هم هستیم چون علم را فقط علم حدیث و قرآن می دانیم .....و فعلا بیش از هشت قرن است که ما فقط داریم بلوف می زنیم و ادای علم و علم دوستی را در می آوریم و فقط می گوییم دین ما چنین و چنان از علم و عقل و دانش دفاع و تشویق کرده اما کو حاصلش ؟ وحقیقت علم را همان غربی ها دنبال دنبال می کنند ......

معنای معلم بودن خدا این نیست که از بندگانش چیز یاد نگیریم ... همان طور که علی(ع) فرمود علم را بجویید اگرچه از کافر و منافق باشد ....

وب سایت

 

نویسنده: نسيم مهرباني

چهارشنبه 5 ارديبهشت1386 ساعت: 13:43

سلامي چو بوي خوش آشنايي! مطلب جالبي بودو قابل تامل . راستش قران از نادر كتب آسماني هست كه همه علوم از ابتدايي ترين امور مربوط به ارتباطات ماننند سلام كردن هنگام وارد شدن به كسي و يا جايي تا والاترين و علمي ترين و پيچيده ترين علوم را بيان كرده و در واقع ميتوان به جرات گفت نياز بشر را در همه زمانهاي موخر و آينده را پيش بيني كرده و پاسخ داده و همه قوانين اهم از فيزيك و زيست و روان شناسي و ... كه تا كنون كشف شده است در واقع همان قوانين قراني است كه انسان ذره اي به درك آن راه يافته است. اما نكته اي كه مشكل ساز هست و منجر به اختلافاتي ميشود تفسيرهايي هست كه هر مدعي به راي ميكند كه البته آن هم قابل قبول هست. چرا كه هر كس از ظن خود و به اندازه توان و وسعت خود از اين منبع عظيم انرژي برداشت مي كند. شاد باشي نازنيم

وب سایت    پست الکترونیک

 

نویسنده: احمدعلی یزدی

پنجشنبه 6 ارديبهشت1386 ساعت: 1:17

با سلام خدمت خواهر بزرگوارم یاس گرامی و دیگر عزیزان خصوصا برادر ارجمندم شراره های و شکوفه های بزرگوار .
همین !
یعنی دارم از فرمایشات عزیزان بهره مند میشم .
فقط خدمت برادرعزیزم شراره ها و شکوفه های عزیز این را فعلا عرض کرده باشم که دستور اقرای قرآن دستورالعمل است و تنها دستور العمل علمی هم .
حالا اگه ما از قرآن دستورالعمل را نگرفته ایم این بحث دیگریست ، نتیجه اش هم همان فیزیک و ... من درآوردیست که بخوردمان داده اند .
بله شما درست فرموده اید که پیامبر معلم فیزیک و ... نیست ، ولی معلم این فیزیکی و ... که داریم نیست ویا فقط معلم فیزیک و ... نیست ، بلکه معلم فیزیک و ... هم هست .
چرایش هم پیداست !؟ چراکه هرکدام از اینها علم یا بقول خودمان دانش است و پیامبر شهر همه ی اینها .
خب وقتی ما از درش وارد نشدیم علمی یا دانشی دستگیرمان نمی شود بلکه هم بسم دانش هرچیزی را بخوردمان بدهند و ما هم متوجه نشویم .
یا علی

وب سایت

 

نویسنده: شراره ها و شکوفه ها

پنجشنبه 6 ارديبهشت1386 ساعت: 21:38

با سلام و درود و احترام فراوان خدمت آقای یزدی و همفکری هایشان ...... پیامبر شهر علم است ولی این علم معنای دیگری دارد .... پیامبر عقل کل است و مظهر حکمت الهی اما وقتی ایشان مبعوث شدند تا آخرین روزهای زندگی کوچکترین حرفی در باره نقد و بررسی ارشمیدس و اقلیدس و ارسطو و افلاطون و .... نفرمودند و نگفتند این نظریه غلط است و آن نظریه درست است و به فلان نظریه شش اشکال وارد است و در فلان موضوع هفت احتمال وجود دارد .... در کل سخنان علی(ع) در غرر الحکم ( 11000 سخن حکیمانه ) و نهج البلاغه و مستدرک نهج البلاغه و نهج البلاغه ثانی ( کاظم حائری ) هیچ اشاره ای به هیچ یک از مباحث زیست شناسی و فیزیک نیوتن و نظریه موجی و ذره ای انشتین و امثال اینها نشده است و اگر می شد جای بحث بود .... چون سنخ دانش انبیا و اولیا از این سنخ ها نیست ...

وب سایت

 

نویسنده: احمدعلی یزدی

پنجشنبه 6 ارديبهشت1386 ساعت: 22:18

سلام علیکم و علیکم السلام برادر عزیز و بزرگوارم جناب شراره ها و شکوفه ها .
بله درست می فرمایید و بنده هم در نوشته ی قبلی عرض کردم این را ولی بعرض بنده التفاوت نفرمودید .
جنابعالی خوب میدانید و نیازی هم به تذکر نیست برای شخصیتی چون شما که بقدر کافی برایم شناخته شده اید ، یعنی با قلم و اندیشه ی توانای شما در شراره ها و شکوفه ها آشنایی دارم .
خب می دانید که هیچ ترو خشکی نیست که در نوشته ی مبین بیان نشده باشد .
فرمایش پیامبر و جانشینانش هم بر اساس آنست .
نتیجه چه می شود با این دومقدمه ؟
بعلاوه نه تنها ارشمیدس ووو که نامبرده اید بلکه اساتید ایشان هم بروایت امام حضرت ( ره ) در کشف الاسرار شاگردی حضرت سلیمان نبی علیه السلام را کرده اند .
فردی چون شما که اهل تحقیق هستید خوب می دانید که ریشه ی علوم برمی گردد به دریافتهای پیامبرانی چون ایشان .
البته این به آن معنی نیست که حرفهای به اصطلاح هر دانشمندی بر مبنای دریافتهای ایشانست و در اصل هم از خداست ، بلکه آنچه علم یا دانش است از خداست .
فعلا همین را بفرمایید که آیا جز اینست ؟ تا بعد بریم سر آنچه که فرموده اید یعنی نقد و بررسیارشمیدس ووو که نه بلکه حرف حدیث اینان و همچنین مباحثی چون زیست شناسی که بعنوان مثال نامبرده اید .
که از قضا خیلی نزدیک هم به بحث تحدی است .
بااحترام برادرتان .

وب سایت

 

نویسنده: شراره ها و شکوفه ها

پنجشنبه 6 ارديبهشت1386 ساعت: 22:55

جناب یزدی بزرگوار و گرامی .... مقام و منزلت علم نبی و حکمت لدنی علوم انبیا و آل البیت علیهم السلام کجا و علوم جزئی فنی عقول بشری ارشمیدس و افلاطون و ارسطو کجا .... اما صحبت سر این است که لارطب و لایابس الا فی کتاب مبین ... مراد از کتاب مبین مطمئنا قرآن نیست .... بلکه علم الهی است و هیچ دانشمندی از دانشمندان اسلامی تا کنون از قرآن علم زمین شناسی و حساب و هندسه و فلکیات استخراج نکرده که هر یک راه و روش دیگری دارد .... البته همان طور که مطلعید کتابهایی مانند امام جعفر صادق مغز متفکر جهان تشیع که امام صادق را کاشف میکروب و نظریات علوم جدیده معرفی می کند دروغ محض و ساخته تخیلات امثال ذبیح الله منصوری است . تحدی قرآن هم چندان ربطی به علوم طبیعی ندارد وگرنه دانشمندان کره خاکی که عقلشان تنها با دستگاهها و ابزارهای مادی کار می کند با همه حقارتشان خیلی حرفها برای گفتن دارند .... اما معجزات انبیا با عقل طبیعی قابل دستیابی نیست بلکه به تعبیر قرآن حکیم " یعلمکم ما لم تکونوا تعلمون "است و قرآن نیز تا قیامت هیچ رقیبی نخواهد یافت که جرات رقابت با الفاظ و معانی آن را داشته باشد و در نظر صاحبنظران منصف مقبول قرار گیرد ... البته عوام الناس اهل تعصبات و نادانی ها حساب دیگری دارند و از علم و اظهار نظر حکیمانه تهی اند ....

وب سایت

 

نویسنده: عكاس

شنبه 8 ارديبهشت1386 ساعت: 6:45

سلام بر تمامی عزیزان
ایندفعه اومدم تا یه جمع بندی در خصوص نظرات عزیزان را بنویسم تا بحث رو راحتتر ادامه بدیم
نظراتی که تا کنون اراائه شده بدین صورت است البته بصورت خلاصه و به ترتیب
1-مقایسه قرآن با دیگر متون کاری بسیار کودکانه است . (نرگس امیری)
2-با مراجعه به تفاسیر معلوم میشه که منظور آوردن کلمات ظاهری قرآن نبوده بلکه از همه جهات از جمله بلاغت وفصاحت و...( دادا)
3- قرآن دارای معجزاتی از جمله پیش گوییهای در مورد کائنات میباشدو ادبیات خاص قرآن با دیگر متون متفاوت است وخدا خود نگهبان قرآن است وتاکنون هم کسی نتوانسته آنرا تحریف کندبا تغییر حتی یک حرکت در متن قران کلیه نظم موجود در آیه بهم میریزد(ابولفضل)
4-قران عشق است البته منظور انرا میتوانید در متن کامنت (در جستجوی معنا ) بخوانید
5-صرف شباهت ظاهری کافی نیست ومنظور آوردن متنی است عین قرآن مقدار آن مهم نیست (کتاب نمای جهانی)
6-قران معجزه ای برای تمام سالها ودر تمام مکانهاست(رضا)
7-همه چیز از آن خداست وهر کس که چیزی میگوید ویا مینویسد سر منشا’ آن خداست پس این وآن ندارد بلکه همه هستی از آن اوست وهر کس هر چیزی که میگوید ویا میکند از خود خداست وخارج از اونیست یعنی هر چیز بگوید با لب ودهانی که خداوند داده گفته پس آن کلمات هم از آن خداست!؟و ایاتی از قرآن را دلیل آورده اند در رابطه اثبات نظر خود. ( احمد علی یزدی)
8-یک برداشت عامیانه است هر پیامبری برای خود معجزه ای دارد وقرآن معجزه پیامبر ماست(سید محسن)
9-در خود قرآن آیاتی است که صریحا به عدم تحریف آن اشاره دارد(رعنا)
10-قرآن چند مرتبه دارد و برای درک مطالب آن باید به مراتب بالاتر راه بیابی تا به آن مرتبت فهم قرآنی برسی مثلا ظاهر دارد و باطن که کدام مراتبی دارند(محبت وزیبایی)
11-سوال تحریک آمیز است ونباید در محیطی که بیشتر مردم آن دینی کورکورانه و تقلیدی دارند نه تحقیقی بیان میشد(مسلم)
و در ادامه انگار دوستان وارد مباحثی غیر از موضوع بحث شده اند که امیدوارم به بحث برگردند

وب سایت

 

 

نویسنده: احمدعلی یزدی

دوشنبه 10 ارديبهشت1386 ساعت: 2:18

سلام علیکم .
ضمن تشکر از جمعبندی جناب عکاس گرامی یادمان نرود که عرض شد خداوند مبارز طلبی نمی کند بلکه متوجه می نماید که ولو در زمینه ی علمی هم کسی حرفی مستقل از خدا ندارد که بگوید حالا به اصطلاح علوم قدیم باشد و چه علوم جدیدی که به اصطلاح تولید می شود .
ناگفته نماند ، خصوصا خدمت برادر بزرگوارم جناب شراره ها و شکوفه های عزیز که ما دوتا علم نداریم که یکی از طرف خدا باشد و مثلا پیامبر را داده باشد و یکی هم یافته ی بشر که پیامبر هم که مثل ما بشریست کاری با آن نداشته باشد .
بله درست است که کتاب الله فقط کتاب مثلا فیزیک نیست ویا مثلا کتاب زیست شناسی ووو ، ولی خالی از هیچیک از علوم هم نیست .
اینهم که ما علمی را تا کنون از آن استخراج نکرده باشیم بازهم این بحث دیگریست .
پس همانطور که خدمت برادر گرامیم عکاس عزیز عرض شد که بفرمایند خدا یعنی چه ؟ از ایشان هم می توان پرسید که علم یا دانش یعنی چه ؟
یعنی هر تعریفی که از دانش داشته باشیم مثلا زیست شناسی را هم شامل می شود همانطور که علم پیامبر و امام را هم در بر می گیرد .
هرچند بحث جمع و جور شد ولی این را هم بد نیست یادآوری کنیم که آنچه بر پیامبر نازل شده حرف است کتاب شنوایی پیامبر آن را درک یا دریافت کرده نه و قلب پیامبر بیننده اش بوده .
یعنی آنچه که اکنون ما بعنوان یک نوشته یا کتابی داریم اصلش چنین بوده که عرض شد .
دیگر اینکه معنی کتاب فقط خلاصه نمی شود در آنچه که به این عنوان گفته می شود بلکه همانطور که عرض شد مثلا کتاب شنوایی هم داریم ووو .
مثلا خدا می فرماید : کتب علیکم الذله
یعنی نوشته شده برایشان ذلت .
خب ، آیا کسی می تواند چنین چیزی برای کسی بنویسد ؟
پس فقط نوشته ای نیست که بقول یاس گرامی یکی مثل سیدجاوید هاشمی وردارد یه چیزی بنویسد و برای مثلا بنده هم این چیه ایمیل بزند .
باآرزوی موفقییت بیشتر برای مدیریت محترم این این چیه وبلاگ و دیگر عزیزان همگی را به خدا می سپارم .

وب سایت

 

نویسنده: عكاس

دوشنبه 10 ارديبهشت1386 ساعت: 7:33

خدمت دوست گرامی احمد علی یزدی
قابل درک است که شما همه چیز را از خدا میدانید و حتما هم همه چیز از خداست وبسوی او باز خواهد گشت کسی رو مخالف این مطلب من تو این بحث ندیدم
همانطورکه استادگرامی (شراره ها وشکوفه ها ) فرمودند علمی که پیامبران آورده اند علم اخلاق است که در مورد خود انسان بحث میکند و راهکارهای عملی برای رها شدن انسان از قیود دنیایی واجتماعیش دارد
اما علوم دیگر هر چند ناقصند اما برای انسان مفیدند ما هم بحثی نداریم که این علوم از آن کیست چیزی که شما اصرار دارید به همه بفهمانید تعلق داشتن این علوم به سر منشا’ هستی است همه هم آنرا قبول دارند
اما در علم اخلاق مسائلی که مطرح میشود با علوم دیگر فرق دارد هرچند نگاه کلی در علم اخلاق نگاه همه جانبه به سعادت بشراست ولی در آن دیگر علوم موشکافی نشده اندواخلاقا هم توصیه شده که دنبال علوم دیگر بروید واین منافاتی با خدا ندارد بلکه توصیه خود خداوند است که از زبان پیامبرانش به مردم ابلاغ شده است
اما برادر من اگر میشد خدا را معنی کرد که دیگر نمیشد آنرا خدا نامید شماهم اگر معنایی کامل از خدا یافتید ما را بی نصیب نفرمایید هر معنایی که خدا را محدود کند معنا خدا نیست خدا کسی است که فقط خودش میداند که کیست اما ما آدمها باید به اندازه درک وظرفیتمان برایشناخت خدا اقدام کنیم ونباید بگوییم چون خدا را کامل نمیتوان شناخت پس بی خیال خداشناسی چرا که پیامبران وامامان همه مردم را به خداشناسی وخود شناسی دعوت کرده اند
به همین دلیل مردم باید هر سوالی که دارند بپرسند تا به اندازه ظرفیتشان از علم بهره ببرند حتی در مورد خود خدا وحتی در مورد قرآن که یکی از مخلوقات خداوند استونباید این وآن را تخته’ کرد که چرا اینگونه میپرسی یا اصلا جون همه از اوست پس حق پرسش و ورود به این محدود ممنوع است
امیدوارم به اصل بحث برگردید و ما را در رسیدن به یک پاسخ منطقی یاری کنید
با عرض خسته نباشید به همگیسعادت همگان نهایت آرزوی ماست

وب سایت

 

نویسنده: احمدعلی یزدی

سه شنبه 11 ارديبهشت1386 ساعت: 1:11

سلام علیکم .
خیلی خوب بود معرفت یا شناخت شما از خدا واقعا هم همینطورست که ما شناختی از خدا داریم و از کلامش هم همینطور .
پس امیدوارم که این فرمایشتان را هم اصلاح بفرمایید که گویا فرموده باشید خدا از اخلاق حرف زده و منزه از حرف زدن از علوم دیگر ست !؟
چرا که در این صورت محدود شده یا شناخته شده به معلم اخلاق ؟!
حرف خدا هم همینطور محدود شده به اخلاق و به تعبیر شما علم اخلاق !؟
راستی علم یعنی چه ؟

وب سایت

 

نویسنده: عكاس

سه شنبه 11 ارديبهشت1386 ساعت: 7:18

چون بحث تحدی را تونستید از مدار خارج کنیدوبحث را به این موضوع بکشانید فکر میکنم بزرگترین مشغله شما وهم فکریهایتان این است که همه چیز را بندازید گردن خدا که امیدوارم اینطوری نباشه و من اشتباه کرده باشم
برادر عزیزم
خدا همه چیز را آفریده است همه علوم را هم آفریده است همه را هم استاد استاد است چیزی که خدا آفریده است چه پستی وچه بلندی همه در جای خودش بحث میشود چرا سعی دارید همه چیز را بهم دیگر قاطی کنید وقتی دکتر چشم در مورد مریضی یک چشم انسان صحبت میکند آیا درست است مثلا یکی بلند شود واز قلب بپرسد خوب طرف دکتر چشم است
ماکه نباید حرف وسخن دکتر را بکشانیم به کلیت وجود انسان ووقتی کسی گفت آقا بحث در مورد چشم است نه قلب جواب بدهیم نخیر آقا این دو تا عضوی از یک انسان است پس میشود اینکار را کرد
مسئله سفسطه کردن چیز دیگر وبحث در مورد علوم هم هر کدام جدا گانه چیز دیگری است
امیدوارم دقت بفرمایید که چون بندگان گناهان را با اعضایی که خداوند به آنها داده انجام میدهند این اعمال را بخدا نباید منتسب کرد
ضمنا در بحث اگر دقت کرده باشید هرگز خدا را تنها معلم اخلاق فرض نکردیم بلکه فقط در مورد تفاوت علم پیامبران ودیگر علوم حرف زدیم وگفتیم که خداوند از طریق پیامبرانش همه را به فرا گیری تمامی علوم در هر کجا وهر مکان واز هر کسی که عالم علم است دعوت کرده واین تناقضی با علم کامله خداوند ندارد
یا حق

وب سایت

 

نویسنده: احمدعلی یزدی

چهارشنبه 12 ارديبهشت1386 ساعت: 1:19

سلام علیکم و علیکم السلام عکاس عزیز و گرامی .
خب کسی هم که این چیه دکترای حرف زدن یا نوشتنی مثل حرف و نوشته ی خدا می گوید دارد مثل همان دکتری که پزشک چشم است .
عرض بنده این بود که نه آن و نه این دکترای خود را از کجا گرفته اند ؟
گویا فرمایش شما هم این باشد که دکترای اخلاق را از خدا می گیریم و الباقی یا بعضی را از مثلا دانشگاهی !؟
عرض بنده این است که دکترای هر علمی را از خدا می گیریم و خدا فقط معلم مثلا اخلاق ما نیست .
برای همینم اگر حرفی برای گفتن داشته باشیم این حرف را خدا بما یاد داده و از طریق انبیا’ این کار صورت گرفته .
ولی از فرمایش شما هم این برداشت می شود که علومی هست که ربطی به انبیا’ ندارد و مثلا بقول عزیزی ساخته و پرداخته ی ( عقل ) بشریست مثل ارشمیدس ووو که نام برده بودند که عرض شد اینان هم از شاگردان پیامبری بوده انذ .
خب حالا کجای عرایض بنده بحث را از مدار خاج کرده ؟
راستی مدار بر چی ؟
بر مدار خدا ؟ پیامبرش ؟ و جانشینش ؟
فکر می کنم وقتی از شهر علم یا دانش حرف زدم گفتم که از درش وارد نشده ایم و بقول شما از مدار دانش خارج شده ایم ، نه ؟

وب سایت

 

 

 

نویسنده: شراره ها و شکوفه ها

پنجشنبه 13 ارديبهشت1386 ساعت: 1:46

سلام بر همگی دوستان .... در ادامه مطالب شما من هم باید چند نکته را اضافه کنم :

1 . این که همه چیز نهایتا به خدا می رسد و از خدا سرچشمه می گیرد ( از جمله علوم و معارف انسانها ) شکی نیست و این همان علم آدم الاسما کلهاست

2 . اما استناد برخی از نظریات علمی به خدا درست نیست و آنها با علوم الهی و حکمت دینی تعارض دارند

3 . این که همه علوم از قرآن استخراج می شود ولی نشده و نتوانسته ایم یا نتوانسته اند یک ادعاست .... ادعایی غیرقابل اثبات ... و هیچ ربطی به عظمت قرآن و حتی اعجاز علمی آن ندارد .... کمال قرآن در این نیست که همه نظریات همه علما و فضلا و نویسندگان را در خود جا دهد .

4 . استناد دادن همه چیز به خدا مستقیما همان تفکر اشاعره بوده و به سبک آنها مطرح کردن ساده کردن صورت مسئله است . صحبت از چگونگی استناد امور به خدا و حکمت کارهای خداست که علل و عوامل و مصالح و مفاسد و فلسفه عمیقی دارد .

5 . فکر نمی کنم کسی باشد که ادعا کند ما علوم بشری مادی را از شیطان می گیریم و از خدا نمی گیریم ( هرچند واقعا علوم شیطانی هم داریم و چه بسا نظریاتی که برای تئوریزه کردن شهوت و هوس طراحی شده اند )

6 . علوم انبیا و اولیا با علوم دانشمندان و نوابغ قابل قیاس نیست . علوم آنها علوم سیر و سلوک و معرفت باطنی و درک اسرار الهی و طی منازل ربوبی و سفرهای ملکوتی و آسمانی است و علوم اینها ابزاری برای راحتی بیشتر و سرعت و سهولت و رفاه بیشتر .

وب سایت



 یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 19:8  توسط یاس


حرفهايي كه در دل گم شده اند
بايگاني هاي ياس
دلتنگي هاي اخير ياس
دلتنگي هاي ياس
همراهان ياس
علاقه مندي ها
نواي گم شده





Powered by WebGozar

ليست وبلاگهای به روز شده
 

ويرايش قالب: شكوفه ياس