پيامبر اكرم (ص) : خداوند متعال به ظاهر شما و سخنان تان نمي نگرد بلكه به دلهاي شما واعمال تان نظر مي كند .
جايي كه از استاد ، واعظ ، سخنران چيزي مي پرسند كه نمي داند ولي احساس مي كند كه مجبور است در اين مورد از روش ماست ماليزاسون و سخنان زياد ولي تهي از معنا استفاده كند .آيا در اين موارد بهتر نيست كه شخص بگويد نمي دانم يا مطالعه نكرده ام و به جاي سخنراني هاي توخالي طولاني مختصر و مفيد حرف بزند ؟
افرادي هم هستند كه بيخود بلوف مي زنند و بيخود قمپز در مي كنند . به قول معروف : منم آنم كه رستم بود پهلوان .
خالي بندي در واقع پر كردن بخش هاي خالي شخصيت مان با حرافي است . چيزهايي كه نداريم مي خواهيم با اين حرفها آنها را جبران كنيم و مشكلاتي كه بايد حل مي كرديم و نكرديم ، همچنين تنبلي و بي عرضگي ها را با اين سخنان تو خالي مي خواهيم طبيعي و بلكه نوعي پيشرفت جلوه دهيم .
آدمهاي خالي بند همه جا پيدا مي شوند توي تاكسي ، در برنامه هاي راديو و تلويزيون ( مجري و گزارشگر و ..) توي سخنراني ها ، تبليغات انتخاباتي ، مديران ، كارمندان تنبل و دست و پا چلفتي و ....
در محافل مردانه ، مردان براي اثبات مردانگي و عظمت خود نسبت به زنها شروع مي كنند كه بله من خيلي قدرتمندم و فرماندهي مي كنم و هرچه حرف بزنم خانم روي حرف من حرف نمي زند در حالي كه اصلا اينطوري نيست بلكه از آن زن ذليل هاي ناتوان هستند .
زنان پر فيس و افاده در محفل هاي خانوادگي فرصت خيلي خوبي دارند براي پز دادن جمالات و كمالات بي معناي خود و در حالي كه دست پر از النگو و لباسهاي گران قيمت با وضع خيلي اراسته از عظمت هاي الكي خود حرف مي زنند .
بعضي از مسئولين ما كه وقتي در سخنراني شان كم مي آورند شروع مي كنند به خالي بندي . آن وقت چنا ن از دهها نوع طرح و پروژه و برنامه حرف مي زنند كه آدم خيال مي كند او شهردار يا فرماندار يك شهر بسيار مدرن و پيشرفته و مرفه در آلمان يا سوئد است . سپس بحث به طرح هاي صد سال ديگر مي كشد . در حالي كه كارهاي چند سال گذشته هم چنان ناقص مانده است .
ما با اين چاخان ها سر ديگران شيره مي ماليم و مي خواهيم آنان را كوچك و خودمان را بزرگ نشان دهيم و با اين خالي بندي ها براي خود كارنامه درخشاني از خدمات ملي و ميهني و بلكه بين المللي ارائه مي دهيم .
به اين ترتيب ما در دنيايي از كلمات گنده و قشنگ زندگي مي كنيم بدون اينكه واقعيتي در كار باشد و رشد و تحول و پيشرفتي واقعي صورت گرفته باشد .
خالي بندي آسان است اما كسب موفقيت و افتخارات واقعي و صادقانه آسان نيست همانگونه كه راه بهشت دشوار و راه دوزخ بسيار آسان و هموار است .
اين افراد متملق و سودجو و ترسو هستند كه درباره شخصيت ساختگي ديگران خالي بندي مي كنند تا با بزرگ كردن آنها براي خود اسم و رسمي و نان و نوايي دست و پا كنند . اما مشكلات زندگي و گرفتاريهاي درس و خانواده و اداره و كشور با خالي بندي حل نمي شود .
خالي بندي در آمار و ارقام جزو بيماريهاي رايج ادارات و سازمانهاي ماست . بياييد فرهنگ لفاظي و غلو و گزافه گويي را با واقع بيني و صداقت و خدمت و تلاش سازنده اصلاح كنيم .
همه جا مي توان رد پايي از خالي بندي را مشاهده كرد توي تبليغات بازرگاني و تجاري ، توي وبلاگهاي سياسي و اجتماعي ، روزنامه نگاري . چاخان هاي كساني كه مي خواهند براي خود دوستان صميمي پيدا كنند و از آنها سوء استفاده كنند . خالي بندي با مقدسات هم داريم و آن اين است بدون اعمال خالصانه و صادقانه و خداپسندانه با بلوف ها و دروغ پردازيها براي خود شخصيتي الهي ، عرفاني و اسماني بسازيم . خالي بندي هاي عاشقانه ، خالي بندي هاي كامنت ها ، اس ام اس خيلي متنوع و زياد است .
هرچند كه خالي بندي براي ما نون و آب نمي شود اما خيلي ها هستند كه از راه خالي بندي پولهاي كلاني در مي آورند .
اين هم جالبه كه خيلي ها وقت ملت را تلف مي كنند با چاخان هاي زيبا و دل انگيز دل مردم رو مي برند البته منظورم سخنگوي دولت نيست .
اين خالي بندي و گفتن حرفهاي ده من يك غاز از بس كه مرض خطرناك و رايجي است مي ترسم خود من هم نادانسته به اين مرض و آفت مسري گرفتار شده باشم .
![]()
![]()
![]()
![]()

امام رضا
این منم یه بنده ام ، باز اومدم زیارتت
این منم یه مخلصم ، باز اومدم به دیدنت
واسه خاطـر دلـم ، یه نگاهی به من بکن
قربــون غــریــبـی و ، فــدای اسـتقامتت
باز می خوام واسطه شی برای این همه گناه
کـــو چــیــکه وجود تو، شرمنده صداقـــتــت
دلم از غــصه پر ، چــشــمـام از شرم و حیا
چطوری نـگات کــنم ، قربون اون شرافتت
دســتمـو بـگـیر که من گدای درگاهـت شـدم
محـتاج بـزرگـیـت و دلـبـستـــه ســخــاوتـت
زبـونـم بـند اومده،خودت بخون از تو چشام
کـــه گــنـاهم چـی بـوده، فدای اون کرامتت
آهوی دشــتم و از حــادثــــه گــرگ ، زخمی
امیــدم تــو هـسـتی و آرزوی ضــمــانــتت
منو از پــیـش خودت بــا دست خالی رد نکن
آخـه تو رضــایی و، ممـنون اون رضایتـت.
سعادت بزرگي نصيبم شد جهت پا بوس امام رضا ( ع ) عازم مشهد مقدس هستم . براي رسيدن به زيارت آن حضرت دلم لحظه به لحظه در شور و شوق و التهاب و انقلاب است . اگر قابل باشم از طرف همه شما دوستان بزرگوارم نايب الزياره خواهم بود .
اي خورشيد توس!
اي ضامن آهو!
فضاي دل شوريده و نيازمندم را سر شار از نور و الطاف آسماني خود كن .
در پناه حق ![]()
هيچ بن هيچ.. اهل هيچمدان . من. بچه عشق. متولد محبت ، ساکن سماوات ، مقيم ملکوت هستم . هشت هزار سال ميلادي دارم . در سال هزار و سيصد و سي و هفت شمسي تبريزي... در قصبه مثنوي پا به عرصه عدم گذاشتم ،.. مادرم مرا درآخرت به دنيا آورد ،... من در شهر تهرانشاه متولد شدم ....
پدرم دهقاني از دوره بيهقي.. و خوش نشيني در دامنه شاهنامه است ... ما از ايلياد اديسه ايم ... ما از مهاجران مرزهاي ملکوتيم ،.. ايل ما از سرزمين هاي ازلي به کوهپايه هاي ابدي مهاجرت کرده است .... مردم ما از راه فروش عشق و دوشيدن شعر ..، زندگي مي کنند .... ما ساکن روستاي فطرتيم ، ...رودخانه رؤيا در خانه ماست ،.... شبانان ما در شرجي.. آواز حرکت مي کنند . زنان ما از باغ تناسخ ..ميوه مي چينند . مردان ما شب ها به کرسي سماوات تکيه مي دهند ...و خوابنامه مي خوانند .... شهر من ، غزالستان است .... اهالي غزالستان به يک واژه نامه ابدي گرفتارند . دهقانان ما کفش هاي مکاشفه مي پوشند.. و به کوه مي روند . هر سال در ده ها سيل گل سرخ مي آيد... و دره هاي دل ما را باران پروانه مي گيرد ..، ما ماهيگيران ملکوت تکلم ..و کوچ نشينان کبرياييم ... مردان ما ساده زندگي مي کنند . پوشش زنان ما از برگ درختان تجلي است... . کودکان ما در کوچه هاي کهکشان به تيله بازي ستارگان مي روند... . بچه هاي ما به اندازه ملکوت قد مي کشند و به قدر کائنات برزگ.. ، مي شوند... ما با ابزار تکامل به کارخانه توحيد مي رويم ..و اجناس الهي و محصولات معنوي توليد مي کنيم ، خاک ما جلگه جاوادنگي ست ، ما در سرزمين ستاره ها به دنيا مي آييم... و در کرانه خورشيد ها خاموش مي شويم . ..
احمد عزيزي

