امام حسين تشنه آب نبود بلكه تشنه لبيك بود ... تشنه آب نبود چون آب حيات از دل و زبان حسين مي جوشد . عطش حسين عطش عشق بود ...
و حسين تشنه كام لحظه وصال بود . حسين تشنه كام از اين جهان نرفت بلكه با جامي لبريز از مهر خوبان همه عاشقان را سيراب كرد و عطشي در دلها پديد آورد كه جز به آب حيات حسين سيراب شدني نيست .
سينه حسين را نيزه ها و شمشير ها پاره پاره نكردند بلكه اين بي وفايي ها و ناجوانمردي ها بود كه داغ دل حسين شد .
حسين در سال 61 هجري توسط يزيد به شهادت نرسيد بلكه اين همه گلهاي زيبا و مهرباني ها بود كه در حافظه تاريك تاريخ نابود گرديد اما حسين قلب خون آلود تاريخ بود كه از تپش ايستاد و اين فراموش شدني نيست .
امام حسين به تكليف شرعي خود عمل نمود و پيرو شريعت بود اما فراتر از درس عقل و فلسفه و جزئيات احكام شرعي به عشق و عرفان رسيد و حج ناتمام او كه نشانگر عظمت ولايت الهي بود و نفي قدرتهاي شيطاني .
امام حسين براي پيامير همچون اسماعيل بود براي ابراهيم ، اما اسماعيل از قربانگاه بسلامت بازگشت و امام حسين « ذبح عظيم الهي » بود و ذبيح الله اعظم كه با خون خود وفاي خويش را امضاء نمود . و در عشق دو ركعت است كه درست نيايد جز با وضوي خون ......
ـــــــــــــــــــــ ،،،،،،،،،، ـــــــــــــــــــــ
در اين درياي خون ساحل گرفته
به نام خداى عارفان و محبوب عاشقان
تو رفتى و من ماندم عاشق و شوريده ...
سلام بر آن شب مبارك كه به پرواز دادن بال هاى خسته من آمدى
سلام بر آن سر مبارك و آسمانى ات
سلام بر تو
سلام بر عشق
با من حرف بزن ...
پشت روزها و شب هاى مظلوميتت نشسته ام به انتظار اين كه حرف هايت را بشنوم . آمده ام به درگاه تو تا خاك گام هاى عنايت تو را به چشم بكشم. آمده ام تا بعد از چهارده قرن غربت، حكايت غريبى ات را برايم روايت كنى. مى دانم نه تو توان بيانش را بتمامه دارى و نه من شكيبايى شنيدنش را .
تو بر افلاك نشسته اى و حاملان عرش الهى قمريان شاخسار رحمت تو اند !
و من بر خاك زانوان غم در آغوش به سوگ جراحت سرزمين كربلا نشسته ام .
انتظار شنيدن صداى تو را ندارم، امّا خوب مى دانم اگر بخواهى تك تك كلماتت كه از فراز سنگين و پرغصه اى از تاريخ حكايت مى كند بر قلب من حك مى شود .
بيا و در اين تاريكى شب كه ياد تو ، پدر و برادرانت و تمام شهداى كربلا بر قلب من خيمه عشق زده است با من سخن بگو .
تو خوب مى بينى كه عقده اى به سنگينى صبح تا شام عاشورا بر گلويم فشار مى آورد و دردى به وسعت تمام جنايات عبيدالله و لشكريان او بر سينه ام چنگ انداخته و نيزه اى كه عاشورا بر بدن پدرت زدند بر حنجره ام گذاشته شده و گذشت لحظات را برايم دشوار كرده است; به دشوارى آخرين دقايق زندگى يك انسان .

تو بهتر از من مى دانى كه اين اشك نيست كه از چشمان من جارى است ، بلكه قطرات آبى است كه عباس براى تو و ديگر ياوران كوچك برادرش حسين مى آورد و در بين راه از چشمان تيرخورده مشك جارى شد و امشب بر پهنه صورت من ، خشكى كام شما را فرياد مى زند .
و اين هق هق پس از يك گريه نيست كه شانه هاى مرا مى لرزاند، بلكه پس لرزه هاى فرياد «هل مِن ناصر يَنْصُرُنى» است كه زمين و آسمان تمام تاريخ را لرزاند. زلزله اى بود در رگه هاى عميق زمين و زمان براى تمام تاريخ و تاريخ نگاران .
تو مرا به اين جا كشاندى ; غربت و مظلوميت تو بود كه قلم به دست من سپرد تا گوشه اى از آنچه گذشت را از زبان شاهدان آن سختى هايت باز گويم.
چه رنج آور بود وقتى مى ديدم كه شيعيان هم تو را كمتر مى شناسند. نمى دانند خطبه تو، در و ديوار كوفه را در گريه و عزا لرزاند و مرد و زن را به ماتم نشاند.
* دوستان عزیز و بزرگوار ! امیدوارم عزاداریها و توسلات شما در این ایام حزن و اندوه مقبول درگاه الهی واقع شده باشد .
ما را هم از دعای خیر خودتان بی نصیب نگذارید ....
مطالب من سال گذشته در همین زمان
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین
« يا ليتنا كنا معكم فافوز فوزا عظيما »
سلام بركربلا
سلام بر شهيدان كربلا
خوشا از دل نم اشکي فشاندن به آبي آتش دل را نشاندن
خوشا زان عشقبازان ياد کردن زبان را زخمه فرياد کردن
خوشا از ني، خوشا از سر سرودن خوشا ني نامه يي ديگر سرودن
نواي ني، نوايي آتشين است بگو از سر بگيرد، دلنشين است
نواي ني، نواي بي نوايي است هواي ناله هايش، نينوايي است
ای حسین !
“شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هائل”
ای چراغ راه ،
ای کشتی رهایی ،
ای خونی که از آن نقطه ی صحرا ، جاودان می تپی و می جوشی ، و در بستر زمان جاری هستی ، و بر همه ی نسل ها می گذری ، و هر زمین حاصل خیزی را سیراب خون می کنی ، و هر بذر شایسته را در زیر خاک می شکافی و می شکوفانی ، و هر نهال تشنه ای را به برگ و بار حیات و خرمی می نشانی ،
ای آموزگار بزرگ شهادت !
برقی از آن نور را
بر این شبستان سیاه و نومید ما بیفکن !
قطره ای از آن خون را در بستر خشکیده و نیم مرده ما جاری ساز ! و تفی از آتش آن صحرای آتش خیز را
به این زمستان سرد و فسرده ی ما ببخش !
ای که “مرگ سرخ” را برگزیدی تا عاشقانت را از “مرگ سیاه” برهانی ، تا با هر قطره ی خونت ،
ملتی را حیات بخشی و تاریخی را به تپش آری ، و کالبد مرده و فسرده عصری را گرم کنی ،
و بدان جوشش و خروش زندگی و عشق وا ميدهي !
ایمان ما ، ملت ما ، تاریخ فردای ما ، کالبد زمان ما ،
” به تو و خون تو محتاج است.”
دكتر شريعتي

گفتم به ماه چرا قامتت خم است ؟
نالید و گفت که ماه محرم است !
تنهايي محيطي است كه يكباره تمام افكار وحشي به ذهن انسان هجوم ميآورند.
آنگاه در حالي كه در اين مرداب عظيم دست و پا ميزنيد، فكر ميكنيد كه چگونه ميتوان خود را نجات
داد از اين سيل خروشان تنهايي و گردباد وحشي .
تنهايي محيطي است كه شايد بعضي انسانها را بترساند، اما بايد راهي براي گريز وجود داشتهباشد.
گريز از تنهايي نه ، گريز از ترس .
بعضي ميگويند : "تنهايي بد دردي است" ولي اينطور نيست. اگر معناي كامل آن را بدانيد،
ميتوانيد از آن استفاده كنيد.
تنهايي محيط خوبي است اگر ذهن خود را با خدا تنها گذاريد،
آنوقت نور معرفت را حس خواهيد كرد و عطر او در جانتان پراكنده خواهدشد.
آنوقت ميبينيد كه ديگر خودتان نيستيد.
چيزي درونتان ميشكند، خرد ميشود و از صداي شكستن آن بهخود ميآييد.
از ته دل فرياد برميآوريد.
نه، نيازي به فرياد نيست، شما ميخواهيد صدايتان به گوش فلك برسد،
اما نيازي به فرياد نيست. حتي اگر زمزمه هم كنيد خدا ميشنود و ميپذيرد. چرا ؟
به گواهي اشكهاي پاكتان كه قطره قطره بر گونههايتان ميچكد و چون چشمه ميجوشد
و همچون رود، اما بسيار كوچكتر، سرازير ميشود.
به گواهي دلهاي با محبتتان كه در سينه با شوق ميتپد.
به گواهي دستانتان كه به سوي آسمان در طلب رحمتش برآورده شده. او شما را خواهد پذيرفت.
آري، خواهد پذيرفت كه هميشه در خلوت تنهايي خود مهمانش باشيد.

عيد غدير خم بر عاشقان ولايت مبارک باد
روز غدير در آسمان مشهورتر از زمين است

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین و الائمة (علیهم السلام)
امير المؤمنين(ع) (در خطبه روز عيد غدير) فرمود:
وقتى كه به همديگر رسيديد همراه سلام، مصافحه كنيد، و در اين روز به
يكديگر هديه بدهيد، اين سخنان را هر كه بود و شنيد، به آن كه نبود برساند، توانگر
به سراغ مستمند برود، و قدرتمند به يارى ضعيف، پيامبر مرا به اين چيزها امر كرده است.
غدیر درخشان چون گوهری در تابش آفتاب است , وسیع به وسعت ابدیت و
جاری در لحظه لحظه کائنات است , صبور چون ایمان , لطیف چون عشق , برنده
چون شمشیر و سرافراز چون افلاک است .
غدیرشمشیر برنده حق است که آتش به هستی باطل می کشد .
غدیر هنگام تعالی انسان از پلشتی خاک به رفعت افلاک است .
وجه الله است .
نبوت شمیم جانفزای امامت را به ارمغان آورد تا شکوفه های فضایل اخلاقی
و انسانی بر شاخسار دین حیات بخش و جادانه اسلام به بار بنشینند و تشنگان
حقیقت از زلال کوثر ولایت بنوشند و در سایه سار شجره طیبه اش بیاسایند و از
ثمرات آن متنعم گردند .
غدیر تجلی گاه مفهوم نور علی نور است آن هنگام که علی علیه السلام
بر یدبیضای رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله قرار یافت و نور ولایت
از فراز هستی بر قلوب عشاق تابیدن گرفت .
عاشوراهای مکرر تاریخ است .
معنا می نمود و رسالت بدون ولایت در هزار توی توطئه های
پیدا کرد و ماهیت وجودی خود را یافت .اگر چه
غدیر ریشه در سال دهم هجری و در حجه الوداع
حضرت پیامبر " ص " دارد ولی همواره پیمان آن در همه
عصرها و برای همه نسل ها جاودانه است.
غدیر نه فراموش شدنی است و نه کهنه شدنی , ماندگار است و پویا و زندگی ساز.
همه درختان و گل بوته های باغستان های توحید برای تغذیه و رشد به آن نیازمند هستند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انسان به ولایت امیرالمومنین علیه السلام همان گونه نیازمند است که
سلولهای زنده به اکسیژن هوا.

عید سعید غدیر
بر عموم شیعیان جهان مبارکباد
بيعت با خورشيد
اى جاودانه مرد حقيقت ! اگر به خود جرات نگاشتن درباره ((غدير)) را دادم ، نه بدان معناست كه لايق توصيف شان توام بلكه اميد كه نام بى نشانم در رديف خريداران محبت و عشق تو باشد. تو چون يوسفى با مشتريان بسيار و قيمتهاى هنگفت و من با دست تهى و كلاف ريسمان ناچيز! اينك تو را در كجا جستجو كنم ؟در درياى اشك يا لجه خون با شعله آه سوزان ، در دل كعبه و يا در ميان مظلومان تاريخ از ازل تا ابد،يا در ميدان كارزار و برق شمشير و فرياد تكبيرت ،اى تمامى شجاعت و همه سخاوت اى جلوه گاه تنهاى تنهايى ، آه كه سرگذشت غمبار تو را جز خدا كه پناه تو و رسول كه مربى تو و همسرت كه رازدار تو بود چه كسى مى داند؟
اى بازو توانمند قرآن و اى شمشير شكست ناپذير پيامبر (ص ) ، اى خون و گوشت جان احمد (ص ) ، اى لسان صدق الله و اى كبريا، تو، سر بسم الله الرحمن الرحيمى كه همه حسنها و جمالها و كمالها مستجمع در الله است و تو نقطه باء بسم اللهى كه خود فرمودى : تمام اسرار الهى در كتابهاى آسمانى است و همه آنچه در كتابهاى آسمانى است در قرآن و در سوره حمد نهفته است و آنچه در سوره حمد است مندرج در بسم الله است و آنچه مندرج در بسم الله است مجتمع در باء بسم الله و سپس مجتمع در نقطه آن است و آن نقطه منم .
رسول اكرم (ص ) درباره حضرت على (ع ) فرمود: در شب معراج كه به آسمان رفتم . چنان به خدا نزديك شدم كه فاصله من و خدايم به اندازه دو كمان يا دو زراع يا كمتر بود. معبودم فرمود: اى محمد (ص ) در ميان مخلوقات كدام را از همه بيشتر دوست دارى . عرض كردم : على (ع ) را ،خطاب رسيد: پس تماشا كن . چون نگريستم ، ديدم ، على بى ابى طالب آنجاست .
اى شخصيت بى كران و جامع اضداد! كه را رسد تا تو را وصف كند؟! اى كه عارف به دامانت مى آويزد و عاشق در عشق تو سينه چاك مى كند و در شيدايى تو نغمه جانسوز مى سرايد،دوستان از شوق مهر و صفاى تو سرمست مى شوند و پهلوانان در ميدان سبقت و افتخار و مدال ، با نام تو جرات و جسارت و قدرت مى گيرند و با يا على شهره آفاق مى شوند،يتيمان خود را در آغوش تو مى افكنند و گرمى محبت پدرانه تو را بر رخسار خويش احساس مى كنند و دردمندان ، خود را در سايه لطف تو تسلى مى دهند و محرومان همه جا با هم ناله اند.
ولتر،فيلسوف فرانسوى مى گويد:
شخصيت على (ع ) چون درياى پهناور تمام جهان هستى را در برگرفته و اين دريا فقط با يك قطره اشك كودك يتيمى توفانى و متلاطم مى شود.
اى سر ناله ها و زلال اشكها،خمار نگاهها و معناى عدالتها!هيچ قلبى ظرافت راز و هيچ گوشى محرم اسرار تو نبود! چرا راز غمها را در اعماق چاه پنهان مى كردى ؟! اگر بشريت از اين غصه جان دهد، بر او ملالى نيست .
فرمانده از تو شيوه رزم و رزمنده در ركاب تو رمز حماسه و ستيز و استاندار و فرماندار از تو راه و رسم كشور دارى و سياست آموخت . على اى معلم اعظم و مربى اعلى ، اى آنكه تمام فضائل و مكارم در وجود تو جلوه گر شده و همه بدان معترف بودند. آرى معاويه در اين باره گفت : هيچ قصرى نبود كه بخواهم و مالك آن نباشم ، هيچ زن زيبا رويى نبود كه ميل او كنم و در كنارش نباشم . هيچ غذاى لذيذ و دلپذيرى نبود كه اشتها داشته باشم و برايم فراهم نباشد،اما ندانستم محبت و عشق چيست . اى كاش تمام آنچه كه داشتم مى دادم تا يك دقيقه زندگى على (ع ) را به من بدهند و در آن دقيقه مى فهميدم كه محبت و عشق چيست !عشق به خدا و عشق به مردم و عشق به كار و عشق به كار كه خستگى و ملامت در آن نباشد.
برگرفته از سايت پيامبر اعظم ( ص )
عيد غدير بر همه عاشقان علی (ع) مبارک باد

