پایان انتظار نزدیك است. آخرین لحظهها را مشتاقانه می گذرانیم. دلهامان پرشور و گاه درگیر تشویشی گنگ است. همه ذرات وجود سرشار از انتظار است. سالی می گذرد و سالی نو پیش روست. چشم به راه میهمانی عزیز و كهنسالیم تا از ره برسد. لحظه شورانگیز تحولی تازه و لحظه تكرار آفرینش است. طبیعت و انسان را حیات و تولدی دیگر است.
قلب ها پرشور می تپند. نفس ها در فضای بهاری، عطرآگین می شوند؛ و چشم ها مشتاقانه به آب و آیینه، شمع و چراغ، خیره می گردند. دست ها پرامید كتاب آسمانی می گشایند و لب ها آرام زمزمه می كنند: .یا مقلب القلوب....
در شكوه لحظه فرا رسیدن نوروز دم غنیمت شماریم. مقدم این میهمان عزیز را مبارك خوانیم كه تا چشم بر هم زنیم خواهد رفت. از آیینه دل غبار یك ساله بزداییم، سفرهای هر چند ساده و كوچك اما پر امید بگسترانیم؛ سفرهای به سبزی گندم های تازه رسته، به سپیدی روی زحمتكشان و پاكان، و به سرخی آتش در هر زمان. به مهر و بخشایش به یكدیگر بنگریم كه امروز، روزی نو، و نوروز است. در هر گذر گل گذاریم و آب ریزیم، بر سر و روی گلاب بیفشانیم، شمع و چراغ بیفروزیم و به نورش تیرگی از دل برهانیم. به روشنای آب و آیینه بنگریم، به ارواح پاك نیكان و عزیزان درود فرستیم و بر پرهیزكاران سلام كنیم. سر بر سجده نهیم و به امید سالی پرخیر و بركت، روزیدهنده جهانیان را نیایش گوییم؛ و با سرور و شادمانی این سنت خجسته و رسم نیك فرهنگی را پاس داریم.

هميشه خلق در خلق جديد است اگر چه مدت عمرش مديد است
سبزه ها رشد مي گنند و شاخه ها جوانه مي زنند و خاك كهنه و مرده و يخ زده جنب و جوش تازه اي مي يابد . گويي نفس مي كشد و حركت مي كند و به آدمي مي ماند كه از كما برخاسته است . بوي زندگي حس مي شود و با مشاهده اين همه پويايي و دگرگوني ، احساسات ما هم به اهتزاز در مي آيد . التهاب لحظه ها و اضطراب درگذر بودن و چيز ديگري شدن ، هم شادي بخش است و هم ترسناك . نكند گرد و غبارهاي زمانه روح مان را سرد و سست و كرخت كرده باشد . نكند در ميان همه تحولات و دگرگوني ها درجا بزنيم و يا عقب گرد برويم . نكند آن فرشته دروني مان مريض يا مرده باشد ؟
هر نفس نو می شود دنیا و ما بی خبر از نو شدن اندر بقا
سر و وضع خانه مان تازه شده . لباس ها و قيافه ها و رنگ و بوي زندگي تازه و باطراوت گشته . بايد فكر نو كرد . نگاه تازه اي يافت . بايد سركشيد به فضاي تازه و دنياي تازه . نمي توان نوشدن و زيبايي و زندگي تازه را انكار كرد . اما اين تازگي و طروات از كجاست ؟ در حالي كه در ظاهر همه چيز به صورت تكرارها و يكنواختي ها چرخ مي زند و عيد هم بازگشت به لحظه معين در زمان معين ميعادگاه است . اما در ميان همه تكرارها باز هم احساس كهنگي و تكرار نمي كنيم . چرا ؟
هر زمان از غيب نو نو ميرسد و ز جهان تن برون شو ميرسد
سرچشمه شادي ها در جاي ديگري است . اصل تازگي ها از نقطه بالاتري آغاز مي شود . مبدا تحولات و تغييرات در زمين و آسمان و آب و خاك نيست ، كه در جاي ديگري است :
چیست نشانی آنک هست جهانی دگر نو شدن حالها رفتن این کهنه هاست
روز نو و شام نو باغ نو و دام نو
هر نفس اندیشه نو ، نوخوشی و نو غناست
نو ز کجا میرسد کهنه کجا میرود گر نه ورای نظر عالم بی منتهاست
عالم چون آب جوست بسته نماید ولیک میرود و میرسد نو نو این از کجاست
به خاطر همين است كه مي خوانيم : يا محول الحول و الاحوال ........


در رويش هر جوانه در بهار ، جلوه اي از جمال خداوند متجلي مي شود آنها كه با طبيعت و زمين آشنايند در بهار است كه نشانه هاي خداوند را به تماشا مي نشينند.
دلم نيامد با آغاز شدن بهار كه عطر و بويش از دور به مشام مي رسد و شكوفا شدن درختان ، كلبه ام به شكوفه ننشيند ......... و حرفي براي گفتن نداشته باشد .
زمان مي گذرد ما همچون پرستو هاي مهاجري كه موقتا به اين سرزمين خاكي آمده اند و در دست اندازهاي جاده زندگي عبور مي كنيم . با فرا رسيدن سال نو در فكر همه چيز هستيم . برنامه ريزي مي كنيم كه حداكثر استفاده را از ايام عيد ببريم . به سفرهاي خوبي فكر مي كنيم كه بعد از ماهها كار و خستگي روحي و جسمي مي تواند خاطره هاي به ياد ماندني براي ما داشته باشد . تا فرا رسيدن بهار و سال جديد سفري نيز به درون داشته باشيم كه سفري ديدني و مبارك خواهد بود . دستي به انبار گرد گرفته دلمان بكشيم و تارهاي عنكبوت مانندي كه سالهاست تمام تار و پود روحمان را به خود تنيده است .....
هميشه به ياد داشته باشيم به فراموشي بسپاريم آنچه كه غمگين مان مي كند . زندگي با بودن سختيها شيرين مي شود و معنا و مفهوم پيدا مي كند . اينطور نيست كه بگوييم هر چه تلخي و ناملايمات است سهم من شده است .


پ . ن 1 : آيا نمي خواهيد با آغاز شدن فصل شكوفه ها و روييدن فصل بهار بر خاك دلتان بذرهاي حيات بكاريد تا گلها و شكوفه هاي تازه بدهند ؟
پ . ن 2 : عذر خواهي مي كنم از اينكه فصل سكوتم به علت بيماري ام و مشكلات فراوان ديگر طولاني شد .
پ . ن 3 : با تشكر از همه دوستان بزرگواري كه در مطالب گذشته كامنت گذاشتند و نظر دادند .
پ . ن 4 : سر موقع خدمت مي رسم به وبلاگ هایتان سر می زنم و از همدلي و همفكري و از نظرات ارزنده شما عزيزان تشکر و قدر دانی می کنم .
پ . ن 5 : مي بخشيد اگر مطلبم طولاني شد ......
پ . ن 6 : سال نو را به شما عزيزان تبريك عرض مي كنم ... اميدوارم كه سال خوبي را با سفره هفت سيني از سلامتي ، سرسبزي ، سربلندي ، سرفرازي ، سرور ، صميميت و صداقت شروع كرده باشيد .

