
سلام دوستان گرامي ...
با توجه به بحث هاي وبلاگ و نظرات دوستان در اين جا به جمع بندي و نتيجه گيري از مباحث مي پردازيم و از همه دوستان بزرگواري كه در اين بحث ها مشاركت داشتند بسيار تشكر مي كنم و از خداي بزرگ مي خواهم كه همه را از چشمه زلال معارف قرآن سيراب بگرداند . در تكميل اين مباحث از نظرات و مباحثي كه با همسرم داشتم نيز بهره مند شدم كه از ايشان هم سپاسگزارم .
قرآن كتاب كاملي است و اين كامل بودن همان محتواي غني و عظيم آن نسبت به اهداف عالي تربيتي و انساني و ملكوتي است . كمال مطلق تنها خداست و كامل بودن قرآن هم امري نسبي است و نسبت به اهداف و مقاصد الهي و ملكوتي آن و جامعيت و تنوع مطالب آن است و نه چيزهاي ديگر . به هر حال قرآن بدون سنت و عترت بسيار گنگ و نامفهوم مي شود و قابل سوء استفاده بيشتر خواهد شد و اين به كامل بودن قرآن آسيب نمي زند . معناي كامل بودن قرآن اين نيست كه در آن اسم همه بيماري ها و داروها و شهرها هم ذكر شده باشد يا هيچ نيازي به معلمان قرآن نداشته باشيم .
تفسير قرآن هم براي درك معاني الفاظ و تعابير مخصوص قرآني لازم است و هم براي درك اسرار و حكمت آيات قرآن كريم . چون مفسران قرآن داراي نگرش ها و تخصص هاي گوناگون هستند ، تفسيرهاي قرآن هم متفاوت است . البته تفسير قرآن هم يك رشته و علم ضابطه مند و داراي روش خاصي است و هركس اين ضوابط را ناديده بگيرد ، در تفسير قرآن به انحراف خواهد رفت . قرآن به اصول و مباني و نكات اساسي هدايتگرانه اشاره كرده و تببين جزئيات را به عقل و سنت نبوي و اهل بيت (ع) واگذار كرده است و اگر در متن قرآن به وضوح به همه جزئيات احكام و اخلاق و امامت و ... اشاره مي شد ، ديگر قرآن چنين موجز و مختصر و غني و فصيح و قابل تامل و استخراج نكات بكر و بديع بيشمار نبود ؛ بلكه مانند برخي منابع احكام و يا كتب حديث كتابي بسيار مفصل در حد صد جلد و بلكه بيشتر مي شد و از دسترس عموم مردم خارج مي شد و به كتابخانه ها و متخصصان و متفكران برجسته اختصاص مي يافت .
البته اغراض و اهداف غلط و سوء استفاده از قرآن و انحراف از اهل بيت (ع) توسط جريان هاي انحرافي آفت بزرگي براي درك درست قرآن است و اين ديگر تفسير قرآن نيست بلكه تحريف محتوا و معاني قرآن است . علاوه بر اين كه درك درست قرآن نيازمند علوم و اطلاعات درست است ، بيش از آن به طهارت و پاكي قلب و صفاي روح محتاج است و انسان هاي فاسد و مغرض و سودجو نمي توانند حقايق قرآن را درك كنند ( لا يمسه الا المطهرون ) و قرآن را وسيله اي براي اهداف فاسد خود قرار مي دهند . اين كه قرآن نياز به تفسير دارد شايد تعبير جالب و درستي نباشد بلكه بايد گفت ما براي رفع تيرگي هاي ذهن و فكر خودمان و كنار زدن حجاب ها و موانع فهم نيازمند تفسير قرآنيم وگرنه قرآن مانند خورشيد است در حالي كه در روشن بودن خورشيد شكي نيست ولي فرد عوام و جاهل و غافل از خورشيد جز قرصي طلايي چيزي نمي فهمد و شايد اطلاعات و فهمش در حد صفر باشد و اين كيهان شناسانند كه براي درك عميق تر از خورشيد به اطلاعات وسيع نياز دارند و اين اطلاعات حجاب هاي ما و خورشيد را از بين مي برد و اساسا تفسير قرآن يعني پرده برداري از ديدگانمان براي ديدن انوار درخشان قرآن . چرا كه سراج منير و نور و تبيان كل شيء است . هر اندازه ظرفيت روحي ما بيشتر باشد و شخصيتي چند بعدي داشته باشيم ، بهره بيشتري از ابعاد نهاني و تازه و باطراوت قرآن خواهيم برد وگرنه دست خالي باز خواهيم گشت . قرآن به خودي خود صامت و ساكت است ولي براي اولوالالباب و خردمندان فهيم و عميق قرآن حرف مي زند و ناطق است . پس ناطق و صامت بودن هم امري نسبي است و به ظرفيت و شخصيت مخاطبان قرآن بر مي گردد .
نكته ديگر اين كه بي نقص بودن قرآن به تنهايي براي رسيدن به كمال كافي نيست بلكه قرآن بايد غذاي جان و تابلوهاي واضح و روشنگري به عنوان راهنماي جدي سير و سلوك ما در همه ابعاد زندگي باشد تا رساندن به كمال تحقق يابد . قرآن مانند داروست و دارو بايد به مصرف برسد تا شفا و سلامتي و نجات از بيماري حاصل گردد وگرنه غذا و دارو و تابلوهاي راهنمايي به تنهايي براي هيچ كس مفيد نخواهد بود . با صرف داشتن قرآن يا بوسيدن آن و امثال اينها هم نمي توان به كمال مورد نظر از نزول آيات دست يافت . قرآن نردبان و ريسمان نجات است و نردبان روي زمين و ريسمان در انباري نمي تواند به تنهايي بالا برنده و تعالي بخش باشد . بلكه بايد شخص نيازمندي باشد كه ميل به تعالي و تكامل و صعود داشته باشد و قرآن را نردبان رشد و حركت و نجات و فوز و فلاح و سعادت قرار دهد .
......


* پ.ن : موسیقی وبلاگ :
ابر خاكستري بي باران دلگير است ...
و سكوت تو پس پرده خاكستري سرد كدورت ...
افسوس سخت دلگيرتر است !
شوق باز آمدن سوي تو ام هست ...
اما ........
ابر خاکستری بی باران راه بر مرغ نگاهم بسته ...
.................
.....
* پسا نوشت : ساعات آخر جمعه شب :
باز هم از همه دوستان خصوصا برادر گرامی صبا و استاد گرانقدر جناب احمد علی
یزدی و برادر بزرگوار عكاس و نظرات خوبشان تشکر بسیار دارم . منظور من در این
پست نه جمع بندی به آن معنا که بحث را خاتمه یافته اعلام کنم بلکه منظور اشاره و
مروری بود بر نکات مهم بحث ها و نه جمع بندی نهایی و کامل . بنا بر این هم چنان
مشتاقانه منتظر نظرات تکمیلی شما عزیزان و سایر دوستان بزرگوار هستم و این
بحث ها هم دامنه طولانی دارد و هیچ مطلبی از مطالب بندگان خدا کامل و جامع
نیست که کامل خداست و جامع کتاب او ....
درود بر شما ..........



لينك انتخابي :

