اين مطلب در انتقاد از نظر یک دوست ناشناس در کامنت های سایت برادر بزرگوارم حاج حمید آقا نوشته است .
براي سردار بي نشان : سردار گرامي شما مي فرماييد كه در جبهه بوديد و با واقعيتهاي جنگ اشنا هستيد شما بالاخره اينطور كه نوشتيد و از سخنانتان بر مي آيد به زور به جبهه برده شديد و كسي كه تحت فشار به محل جنگ ( كه از نظر چنين كسي فضاي دلخراش و مرگباري بايد باشد ) عزيمت كرده از اين بهتر بد بينانه و با اطلاعات منفي و نادرست نمي تواند سخنان مورد اعتمادي از جبهه به ديگران منتقل كند و اگر هم با عشق و علاقه به جبهه رفتيد سخنانت اين عشق و علاقه را نشان نمي دهد چون حد اقل اگر تو يك نفر هم به انگيزه و اخلاص به جبهه رفته بودي بايد در نوشته ات از اين موارد مثبت هم مي نوشتي و چون ننوشته اي معلوم مي شود خيلي از واقعيت هاي ارزشمند ديگري از افتخارات جبهه هم بوده كه آن را پنهان كرده ايد . ضمنا مگر تو لحظه لحظه اعمال و رفتار همه رزمندگان اسلام را 24 ساعته زير نظر داشتي كه فهميدي اكثرشان نماز نمي خواندند . آيا ممكن است اينهمه نماز هاي جماعت پر شور و دعاها و توسلات كه همه روزه در هزاران گوشه جبهه اجرا ميشد توسط افراد بي نماز اجرا شده باشد ؟ گيرم كه چند تن بي نماز يا ناصالح در خيل عظيم رزمندگان اسلام حضور داشته باشند .
در باره فيلمهاي جبهه كه گفتيد بله درست است فيلمهاي تلويزيون و سينما با واقعيت هاي جنگ تطبيق نمي كند زيرا هزاران صحنه عظيم و لحظات پر حماسه و ايثار و رشادت و مظلوميت و عرفان و معنويت در جاي جاي جبهه ها و سنگر ها وجود داشته كه حتي يك هزارم آنها در اين فيلم ها انعكاس نيافته است . چون اين فيلمها غالبا به دست كساني ساخته شده كه فضاي جبهه را هيچگاه با جان و دل حس نكرده اند و به تقليد از سينماي هاليوود و كپي برداري از داستانهاي خارجي و صرفا براي جلب توجه بيشتر مشتري و يا با قدرت نمايي امكانات عظيم بمباران و موشك باران و زرق و برقهاي فيلم سازي ذهن مردم را مشغول ساختند در حالي كه شهداي بسيار بزرگ و پاك با هزاران خاطره جاودانه همه هستي خود را بي خبر از چشم من و شما و فيلم سازان و خبرنگاران با خود برده و در ميان توده هاي خاك و سيمهاي خاردار و يا امواج خروشان اروند رود و گوشه هاي شلمچه و فكه و دهلاويه و غيره ناپديد گشته اند . كه هيچگاه عظمت هاي آنان جايي بازتاب نيافته و نخواهد يافت مگر روزي كه با تني خون آلود و كوله باري عظيم و پر حاصل از رشادتها و دلاوري ها و جانبازي ها در پيشگاه خدا در صحنه محشر حضور يابند .
اما قضيه ده نمكي فرق مي كند هر چند كه فيلم ايشان جنبه هاي مثبت و ارزشمند ( مانند شجاعت باقالي و صداقت سوزوكي و فداكاريهاي دوست معتاد وي و خيلي صحنه هاي ديگر كه مجال گفتن نيست ... ) هم دارد اما فيلم ايشان به اين ميماند كه كسي از تمام زندگي يك انسان وارسته تنها به صحنه هاي غذا خوردن و خوابيدن اكتفا كند . يا از همه صحنه هاي يك گلخانه خيلي زيبا و ديدني چند تكه زباله و برگهاي پوسيده گوشه و كنار را به عنوان معرفي آن گلخانه در معرض تماشاي عمومي به اكران گذارد .
اگر شما مخالف جبهه و جنگ و انقلاب و شهيدان اين مرز و بوم هستيد كه با شما سخني نيست كه قبلا بالاترين تهمت ها و لجن مالي ها و تحليلهاي ناجوانمردانه عليه اين انقلاب وشهداي بزرگ آن در رسانه هاي بيگانه و حتي خودي انتشار يافته است ولي خورشيد با سخنان ياوه تيره و تار نميشود اما اگر شما علاقمند به اين مرز و بوم و مدافع انقلاب هستيد فقط در يك كلام بايد بگويم كه حتي عراقي ها و بعثي ها هم نسبت به سربازان و همرزمان خود چنين ديدگاهي كه شما در باره همرزمان خود در ايران داريد ندارند . چه رسد به سربازان و درجه داران قواي كفر و باطل كه در چهار گوشه دنيا در ميان ملت و كشور خود با كمال افتخار از آنان ياد مي شود و جزو قهرمانان تاريخي كشور و ملت خود محسوب مي شوند .
برای مطالعه متن انتقادی دوست ناشناس فوق به ادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب

