
مدتي است كه دارم دعواهاي طرفداران حقوق زن و آزادي زن و شخصيت زن و مباحث فمينيستي و جنبش هاي خودمان يعني زنان را دنبال مي كنم و دارم فكر مي كنم كه اين مشكل يا مساله از كجا آب مي خورد و به كجا بر مي گردد . قسمتي از مشكل به خود ما خانم ها برمي گردد كه غالبا با حقوق و جايگاه موجود و مطلوب مان در ايران و جهان و فرهنگ ديني آشنا نيستيم . قسمت زيادي هم به مردان و پدران و شوهران و برادران كه ازحقوق زنان و دختران و مادران به كلي يا تا حدودي غافلند .
اشكال ديگر اين است كه زن غربي و شرقي و ايراني و افغاني و فرانسوي و آلماني و آمريكايي را به هم می آمیزیم و گذشته و حال و آينده و افكار و انتظارات و نيازها و مدل زندگي شونو با هم قاطي مي كنيم ... تازه مشکلات زن غربی کمتر از ما نیست . اما رنگ و لعاب پول و رفاه و مدرنیسم و جاذبه های افسونگر دیگر مجالی برای دیدن این مشکلات باقی نمی گذارد .
مشکل ديگر اين است كه با نگاه درست و جامع دين به مسائل زنان آشنا نيستيم و با برخي احاديث غير مستند ولي مشهور كه هيچ رد پايي در قرآن ندارند و بلكه ضد قرآن هستند مي خواهيم بگوييم زن چنين و چنان است . آيات قرآن را هم كه مي خواهيم بدون ترجمه و تفسير و بريده بريده و با تفسيرهاي كوچه بازار يا نگرش سازمان مللی درك كنيم .
گرفتاری ديگر اين است كه فكر مي كنيم حق همان است كه در كتاب و كاغذ نوشته شده ولي هيچ حق مشخصي وجود ندارد بلكه حقوق بر اساس حد اقل داشته ها و استعدادها شكل مي گيرد ولي اين آغاز حقوق است و با گسترش ظرفيت ها و توانمندي ها و تلاش ها ، حقوق ( از جمله حقوق زنان ) تحول و تكامل مي يابد . نمونه اش خود ما خانم ها وضع حقوق اجتماعي و مدني مان نسبت به سي چهل يا پنجاه سال قبل فرق كرده و بلكه روز به روز هم فرق مي كند . همان طور كه مصوبات حمايتي مجلس شوراي اسلامي در مورد زنان روز به روز بيشتر مي شود ( هر چند خیلی به آنها عمل نمي شود ) و افكار عمومي هم روز به روز و بلكه لحظه به لحظه تحول و تكامل مي يابد ...
معضل دیگر اين است كه قوانين اسلامي متغير را با ثابت اشتباه مي گيريم و همان قوانين و حقوق ثابت را با تعاليم ارزشی و اخلاقي و عرفاني و اجتماعي با هم قاطي مي كنيم . مثلا احکام ارث و دیه و شهادت زنان شامل حضرت زهرا هم مي شود ولي ربطي به شخصيت و عظمت آن حضرت ندارد . تازه همین ديه به خود زن مرحومه مغفوره داده نمي شود بلكه به بابايش داده مي شود . يا فكر مي كنيم كه مهريه مبلغ شخصيت زن است و تا مي توانيم بالا و بالاترش مي بريم تا مثلا ارزش زن را به آسمان برسانيم و حقوق از دست رفته اش را روی کاغذ جبران كنيم در حالي كه مهريه نشانه مهر و كادوي محبت مرد در آغاز زندگي مشترك است و نه پز و ادا و اصول وبلوف توخالي .
مصیبت ديگر اين است كه مسايل و ديدگاههاي اصيل اسلامي را با مشکلات فرهنگی جامعه کنونی مان و ديدگاههاي متغير و عادات ناهنجار و سبك ها و سنتهاي غلطي كه به نام اسلام مطرح مي شود با هم اشتباه مي گيريم . همان طور كه تعاليم قرآن و اسلام را با زندگي غلط و رايج امروز و ديروز كه ممكن است به غلط به نام اسلام تمام شود با خود اسلام و زندگي بزرگان اسلام و ارتباط زيبا و محترمانه و مكرمانه شان با زنان و دختران اشتباه مي گيريم .
بدبختی ديگر اين است كه برخي حقوق زنان را در آزادي هاي منفي و بي بند و بارانه و هوسناكانه همانند مردان جستجو می کنند . مثلا آنان هم بتوانند مثل مرداني كه چند زن را اغفال كرده اند با مردان متعدد دوست باشند و يا مردان را خام و منحرف سازند . از بعضي چيزها هم خنده ام مي گيرد مثل حق طلاق كه فكر مي كنند "حق" است يا امتياز است ! طلاق يعني فاتحه خانواده و مرگ و نابودي يك زندگي زيبا . چه اهميتي دارد كه چه كسي اين خبر شوم را بياورد "دوبرره" يا "لیلون" يا هر دو ... البته طلاق به دست مرد نيست . مطالبه طلاق مي تواند از مرد يا زن يا هر دو شروع شود و به هر حال طلاق مرگ عشق است و آن كاغذ پاره چه اهميتي دارد كه چه كسي امضايش كند يا نكند .
فاجعه ديگر اين است كه دسته اي از زنان و دختران ، حقوق و مطالبات زنانه را تنها در شكل مستقل و جداي از همسر و فرزند و خانواده و تعهدات اخلاقی و اجتماعی دنبال مي كنند و همه نقشهاي زنانه ( مادر و همسر و خانواده) را که سنگ زیربنا و محور روابط عاطفي خانوادگي و بلکه اجتماعی است ، بی ارزش می دانند یا نادیده می گیرند و این انکار مهم ترین نقش زنانه در جامعه بشری است . گویا حقوق زنان فقط سر کوچه ها و توی میتینگ ها و دعواهای سیاسی نهفته است و بس .
گرفتاری ديگر اين است كه خيلي از بحث ها به ظاهر علمي و دمكراتيك است ولي در واقع غالبا سياسي است آن هم از نوع شديدش و با اهداف و مطامع و دعواهاي حزبي و سياسي و جنگ قدرتهاي بين المللي براي تضعيف و فروپاشي حكومت ايران و مسائل بين المللي و انرژي هسته و ... قاطي مي شود و به جاي بحث هاي علمي و فرهنگي تنها به فكر ميتينگ درست كردن و تجمع و كتك خوردن و عكس گرفتن و همان حرفهاي تكراري و شعاري و مرثيه خواني هاي داغ سياسي ! و چیزی که همیشه به عنوان یک سوژه داغ مورد بهره برداری شدید سیاسی بوده همین حقوق و آزادی های ما زنان بوده و متاسفانه همیشه در میان منازعات داغ سیاسی و به نفع گروهای خاص قربانی شده است .
اشكال ديگر اين است كه فکر می کنند همه مسائل و مشکلات ما زنان به سیاست و حکومت بر می گردد . البته اصلاح برخی قوانین و مقررات و شرایط در مورد زنان ضروری است . ولی برخلاف تصور بسیاری من گمان نمی کنم که اگر جمهوری اسلامی از بین برود یا قانون اساسی و حکومت عوض شود ، مشکلات ما حل شود . چرا که بسیاری از مشکلات زنان به وضعیت فرهنگی خانواده ها و تفکرات و عادات و منشهای غلط تربیتی رایج و راسخ در خانواده ها برمی گردد و برخی از این عادات با بمب اتمی هم قابل تغییر نیست . امروزه زنان جهان در سطح بین المللی قربانی مطامع خودکامگان و زر اندوزانی هستند که اتفاقا از حقوق همه انسان ها از زنان و مردان به نفع خود بهره برداری می کنند و امروز بیش از هر چیز نه تنها زن بلکه انسان است که در حاکمیت سرمایه و هوس قربانی شده و اتفاقا بسیاری از مشکلات ما در ایران هم به عوارض منفی همین سیاستهای جهانی خودکامه بر می گردد . اگر چه مسئولین و متفکران ما هم بی تقصیر نیستند و بسیاری از برداشتها در مورد زن و هم چنین سایر مسائل روز می تواند در عین حال که مبتنی بر اسلام است با نگاهی نو و واقع نگرانه و پویا مطرح گردد . چنان که دیدگاههای امام خمینی یا استاد مطهری و دکتر شریعتی و آیت الله صانعی در مورد زن بسیار مترقی است .
مشکل


