تبليغاتX
شبنــــــــــم سحرگاهـــــی
 

حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست ... که آشنا سخن آشنا نگه دارد


 

                               

ما زنان حقمان را مي خواهيم

مدتي است كه دارم دعواهاي طرفداران حقوق زن و آزادي زن و شخصيت زن و مباحث فمينيستي و جنبش هاي خودمان يعني زنان را دنبال مي كنم و دارم فكر مي كنم كه اين مشكل يا مساله از كجا آب مي خورد و به كجا بر مي گردد . قسمتي از مشكل به خود ما خانم ها برمي گردد كه غالبا با حقوق و جايگاه موجود و مطلوب مان در ايران و جهان و فرهنگ ديني آشنا نيستيم . قسمت زيادي هم به مردان و پدران و شوهران و برادران كه ازحقوق زنان و دختران و مادران به كلي يا تا حدودي غافلند .

 

اشكال ديگر اين است كه زن غربي و شرقي و ايراني و افغاني و فرانسوي و آلماني و آمريكايي را به هم می آمیزیم و گذشته و حال و آينده و افكار و انتظارات و نيازها و مدل زندگي شونو با هم قاطي مي كنيم ... تازه مشکلات زن غربی کمتر از ما نیست . اما رنگ و لعاب پول و رفاه و مدرنیسم و جاذبه های افسونگر دیگر مجالی برای دیدن این مشکلات باقی نمی گذارد .

 

مشکل ديگر اين است كه با نگاه درست و جامع دين به مسائل زنان آشنا نيستيم و با برخي احاديث غير مستند ولي مشهور كه هيچ رد پايي در قرآن ندارند و بلكه ضد قرآن هستند مي خواهيم بگوييم زن چنين و چنان است . آيات قرآن را هم كه مي خواهيم بدون ترجمه و تفسير  و بريده بريده و با تفسيرهاي كوچه بازار يا نگرش سازمان مللی درك كنيم .

 

گرفتاری ديگر اين است كه فكر مي كنيم حق همان است كه در كتاب و كاغذ نوشته شده ولي هيچ حق مشخصي وجود ندارد بلكه حقوق بر اساس حد اقل داشته ها و استعدادها شكل مي گيرد ولي اين آغاز حقوق است و با گسترش ظرفيت ها و توانمندي ها و تلاش ها ، حقوق ( از جمله حقوق زنان ) تحول و تكامل مي يابد . نمونه اش خود ما خانم ها وضع حقوق اجتماعي و مدني مان نسبت به سي چهل يا پنجاه سال قبل فرق كرده و بلكه روز به روز  هم فرق مي كند . همان طور كه مصوبات حمايتي مجلس شوراي اسلامي در مورد زنان روز به روز بيشتر مي شود ( هر چند خیلی به آنها عمل نمي شود ) و افكار عمومي هم روز به روز و بلكه لحظه به لحظه تحول و تكامل مي يابد  ...

 

معضل دیگر اين است كه قوانين اسلامي متغير را با ثابت اشتباه مي گيريم و همان قوانين و حقوق ثابت را با تعاليم ارزشی و اخلاقي و عرفاني و اجتماعي با هم قاطي مي كنيم . مثلا احکام ارث و دیه و شهادت زنان شامل حضرت زهرا هم مي شود ولي ربطي به شخصيت و عظمت آن حضرت ندارد . تازه همین ديه به خود زن مرحومه مغفوره داده نمي شود بلكه به بابايش داده مي شود . يا فكر مي كنيم كه مهريه مبلغ شخصيت زن است و تا مي توانيم بالا و بالاترش مي بريم تا مثلا ارزش زن را به آسمان برسانيم و حقوق از دست رفته اش را روی کاغذ جبران كنيم در حالي كه مهريه نشانه مهر و كادوي محبت مرد در آغاز زندگي مشترك است و نه پز و ادا و اصول وبلوف توخالي . 

 

مصیبت ديگر اين است كه مسايل و ديدگاههاي اصيل اسلامي را با مشکلات فرهنگی جامعه کنونی مان و ديدگاههاي متغير و عادات ناهنجار و سبك ها و سنتهاي غلطي كه به نام اسلام مطرح مي شود با هم اشتباه مي گيريم . همان طور كه تعاليم قرآن و اسلام را با زندگي غلط و رايج امروز و ديروز كه ممكن است به غلط به نام اسلام تمام شود با خود اسلام و زندگي بزرگان اسلام و ارتباط زيبا و محترمانه و مكرمانه شان با  زنان و دختران اشتباه مي گيريم .

 

بدبختی ديگر اين است كه برخي حقوق زنان را در آزادي هاي منفي و بي بند و بارانه و هوسناكانه همانند مردان جستجو می کنند . مثلا آنان هم بتوانند مثل مرداني كه چند زن را اغفال كرده اند با مردان متعدد دوست باشند و يا مردان را خام و منحرف سازند . از بعضي چيزها هم خنده ام مي گيرد مثل حق طلاق كه فكر مي كنند "حق" است يا امتياز است ! طلاق يعني فاتحه خانواده و مرگ و نابودي يك زندگي زيبا . چه اهميتي دارد كه چه كسي اين خبر شوم را بياورد "دوبرره" يا "لیلون" يا هر دو ... البته طلاق به دست مرد نيست . مطالبه طلاق مي تواند از مرد يا زن يا هر دو شروع شود و به هر حال طلاق مرگ عشق است و آن كاغذ پاره چه اهميتي دارد كه چه كسي امضايش كند يا نكند .

 

فاجعه ديگر اين است كه دسته اي از زنان و دختران ، حقوق و مطالبات زنانه را تنها در شكل مستقل و جداي از همسر و فرزند و خانواده و تعهدات اخلاقی و اجتماعی دنبال مي كنند و  همه نقشهاي زنانه ( مادر و همسر و خانواده) را که سنگ زیربنا و محور روابط عاطفي خانوادگي و بلکه اجتماعی است ، بی ارزش می دانند یا نادیده می گیرند و این انکار مهم ترین نقش زنانه در جامعه بشری است . گویا حقوق زنان فقط سر کوچه ها و توی میتینگ ها و دعواهای سیاسی نهفته است و بس .  

 

گرفتاری ديگر اين است كه خيلي از بحث ها به ظاهر علمي و دمكراتيك است ولي در واقع غالبا سياسي است آن هم از نوع شديدش و با اهداف و مطامع و دعواهاي حزبي و سياسي و جنگ قدرتهاي بين المللي براي تضعيف و فروپاشي حكومت ايران  و مسائل بين المللي و انرژي هسته و ... قاطي مي شود و به جاي بحث هاي علمي و فرهنگي تنها به فكر ميتينگ درست كردن و تجمع و كتك خوردن و عكس گرفتن و همان حرفهاي تكراري و شعاري و مرثيه خواني هاي داغ سياسي ! و چیزی که همیشه به عنوان یک سوژه داغ مورد بهره برداری شدید سیاسی بوده همین حقوق و آزادی های ما زنان بوده و متاسفانه همیشه در میان منازعات داغ سیاسی و به نفع گروهای خاص قربانی شده است .

 

اشكال ديگر اين است كه فکر می کنند همه مسائل و مشکلات ما زنان به سیاست و حکومت بر می گردد . البته اصلاح برخی قوانین و مقررات و شرایط در مورد زنان ضروری است . ولی برخلاف تصور بسیاری من گمان نمی کنم که اگر جمهوری اسلامی از بین برود یا قانون اساسی و حکومت عوض شود ، مشکلات ما حل شود . چرا که بسیاری از مشکلات زنان به وضعیت فرهنگی خانواده ها و تفکرات و عادات و منشهای غلط تربیتی رایج و راسخ در خانواده ها برمی گردد و برخی از این عادات با بمب اتمی هم قابل تغییر نیست . امروزه زنان جهان در سطح بین المللی قربانی مطامع خودکامگان و زر اندوزانی هستند که اتفاقا از حقوق همه انسان ها از زنان و مردان به نفع خود بهره برداری می کنند و امروز بیش از هر چیز نه تنها زن بلکه انسان است که در حاکمیت سرمایه و هوس قربانی شده و اتفاقا بسیاری از مشکلات ما در ایران هم به عوارض منفی همین سیاستهای جهانی خودکامه بر می گردد . اگر چه مسئولین و متفکران ما هم بی تقصیر نیستند و بسیاری از برداشتها در مورد زن و هم چنین سایر مسائل روز می تواند در عین حال که مبتنی بر اسلام است با نگاهی نو و واقع نگرانه و پویا مطرح گردد . چنان که دیدگاههای امام خمینی یا استاد مطهری و دکتر شریعتی و آیت الله صانعی در مورد زن بسیار مترقی است .

 

ساده خیالی ديگر اين است كه خيلي از خانم ها فکر می کنند که تنها با گرفتن یک پلاکارد روی سینه و فریاد کشیدن به روی پلیس و تحریک نیروی انتظامی به خشونت و یا دادن شعارهای تند ضد حکومتی می توانند حقوق از دست رفته شان را به دست آورند ، در حالی که این حقوق تنها با تلاش های بی وقفه علمی ، فرهنگی ، معنوی و اجتماعی برای رشد منزلت و توانمندی های خانم ها امکان پذیر است و بس ....

 

مشکل ديگر اين است كه برخی فکر می کنند که حقوق زنان را از هر طریقی که شده حتی به وسیله کمونیستها و مارکسیستها و احزابی که مترسکی برای قدرتهای جهانی هستند یا مقرشان در لندن و پاریس و لس آنجلس است به دست آورند . در حالی که کمونیستها تاریخی پر از فاجعه و ناکارآمدی برای بشر به ارمغان آورده اند و جز در عالم رویا برای انسانها موفقیتی به بار نیاورده اند . همان طور که خدمت موسسه های فرهنگی اشرف پهلوی یا فرح پهلوی  و سایر سلطنت طلبان و گروه های مشابهشان محض رضای اهورا مزدا و آزادی واقعی زنان نیست بلکه برای رای جمع کردن و مشارکت در انتخابات آمریکاست و البته نوعی شعر و رجز خوانی و مرثیه سرایی برای مظلومیت زنان مثل این که خیلی جاذبه پیدا کرده و مد شده که هرکسی حتی آمریکایی ها و اروپایی ها هم از آن خوششان می آید .  

 

 



 سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 2:18  توسط یاس


حرفهايي كه در دل گم شده اند
بايگاني هاي ياس
دلتنگي هاي اخير ياس
دلتنگي هاي ياس
همراهان ياس
علاقه مندي ها
نواي گم شده





Powered by WebGozar

ليست وبلاگهای به روز شده
 

ويرايش قالب: شكوفه ياس