جهت کسب اطلاعات بیشتر روی لوگو کلیک بفرمائید
نكته آخر در باب تحدي
در مورد تحدي اين نكته ظاهرا موجب سو ء تفاهم شده كه اگر مثل قرآن را نمي شود آورد مثل ديوان حافظ و مولوي و امثال آنها را هم نمي توان آورد .
در اين باره بايد گفت اساسا هر يك از مخلوقات خداوندي بي نظير است و مشابهي عين خودش ندارد .
اما بالاتر يا پايين تر از آن وجود دارد يا مي تواند در آينده وجود داشته باشد .
حافظ اگر بي رقيب است در سطح خودش ورقباي خودش مطرح است نه در سطح قرآن . تازه حافظ خودش را شاگرد قرآن مي داند .
در مورد هر كتاب ديگري هم – حتي اگر كاملا بي محتوا و بي ارزش باشد – همين حرف را مي توان زد . اما همين كتاب بي محتوا از لحاظ درجه ي بي محتوا بودن بي نظير است و البته قرآن هم در سطح خودش به عنوان يك كتاب آسماني و سر شار از ابعاد شگفت آساي گوناگون ( كه براي توضيح اين ابعاد به لينكهاي اشاره شده در پست قبلي ) مي توان مراجعه كرد . حتي سر انگشت يك تن از ما مثل هيچ كس نيست و مي تواند تحدي كند . اما در سطح خودش .( البته اصطلاحاتي در فلسفه هست تحت عنوان وحدت نوعي و وحدت شخصي و .... و اين بي نظير بودن در مورد ساير مخلوقات وحدت شخصي يا نوعي است نه وحدت و يكتايي و بي نظيري ذاتي و از همه جهات و همه ابعاد كمالي ). قرآن هم در سطح كمالات ادبي و علمي و فقهي و حكمتها و ظرافت ها و پيشگويي ها و بيان قوانين هستي و روح عظيم معنوي هيچ كتابي هم سطح و هم افق خودش ندارد . چون سخن اصيل و تحريف نشده خداست . معناي تحدي قرآن همین است .

