تبليغاتX
شبنــــــــــم سحرگاهـــــی
 

حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست ... که آشنا سخن آشنا نگه دارد


سير زندگي ما

هر روز که از خواب بیدار می شوی جهان تازه ای پیش چشمانت گشوده می شود که با همه دنیاهای قبل

 

 فرق دارد . در این جهان تر و تازه قطار اندیشه های تو از میان فصل خزان می گذرد و برف و سرما را

 

 پشت سر می گذارد و از میان گلهای بهاری و شکوفه های عطراگین کوهستانی مي گذري و نفس تازه

 

 ای می گیری و آن گاه می توانی هستی و زندگی را از نگاه لطیف یک کبوتر به تفسیر بنشینی . 

 

 

 

ماجراي روزگار ما همین است : مدتی برای دل بستن به این و آن می گذرد و عمری برای دل کندن و از

 

 یاد بردن . معشوق می رود و عشق در دل زبانه می کشد و عاشق با عشق می سوزد و می سازد و به

 

 دنیایی پر می کشد که فراتر از عاشق و معشوق است .  گویی زندگی مثل سایه های لرزان و گذران به

 

 سرعت ما را فریفته خود می سازد و به دنبال چيزي اسرار آميز می کشاند و بعد سایه ها برچیده می شود

 

 و ما می مانیم با دنیایی رنگین و رویاهای بی انتها . هميشه ما به دنبال چيزي هستيم كه نمي دانيم

 

 چيست و در سرزمين دل انگيز خاطرات و باغ هاي سبز خيالات هم چنان به جست و جوييم . جست و

 

 جويي از وراي جست و جو  ؛ با حرف هايي بسيار ، نهفته در انبار دل ، كه بي حرف و لفظ فرو مي چكد ازگوشه چشم ها .

 



 چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 19:23  توسط یاس


حرفهايي كه در دل گم شده اند
بايگاني هاي ياس
دلتنگي هاي اخير ياس
دلتنگي هاي ياس
همراهان ياس
علاقه مندي ها
نواي گم شده





Powered by WebGozar

ليست وبلاگهای به روز شده
 

ويرايش قالب: شكوفه ياس