تبليغاتX
شبنــــــــــم سحرگاهـــــی
 

حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست ... که آشنا سخن آشنا نگه دارد


تنهايي محيطي است كه يكباره تمام افكار وحشي به ذهن انسان هجوم مي‌آورند.

 

آن‌گاه در حالي كه در اين مرداب عظيم دست و پا مي‌زنيد، فكر مي‌كنيد كه چگونه مي‌توان خود را نجات

 

داد از اين سيل خروشان تنهايي و گردباد وحشي .

 

تنهايي محيطي است كه شايد بعضي انسانها را بترساند، اما بايد راهي براي گريز وجود داشته‌باشد.

 

گريز از تنهايي نه ، گريز از ترس .

 

بعضي مي‌گويند : "تنهايي بد دردي است" ولي اين‌طور نيست. اگر معناي كامل آن را بدانيد،

 

مي‌توانيد از آن استفاده كنيد.

 

تنهايي محيط خوبي است اگر ذهن خود را با خدا تنها گذاريد،

 

آن‌وقت نور معرفت را حس خواهيد كرد و عطر او در جانتان پراكنده خواهدشد.

 

 آن‌وقت مي‌بينيد كه ديگر خودتان نيستيد.

 

چيزي درونتان مي‌شكند، خرد مي‌شود و از صداي شكستن آن به‌خود مي‌آييد.

 

از ته دل فرياد برمي‌آوريد.

 

نه، نيازي به فرياد نيست، شما مي‌خواهيد صدايتان به گوش فلك برسد،

 

 اما نيازي به فرياد نيست. حتي اگر زمزمه هم كنيد خدا مي‌شنود و مي‌پذيرد. چرا ؟

 

به گواهي اشكهاي پاكتان كه قطره قطره بر گونه‌هايتان مي‌چكد و چون چشمه مي‌جوشد

 

 و همچون رود، اما بسيار كوچكتر، سرازير مي‌شود.

 

به گواهي دلهاي با محبتتان كه در سينه با شوق مي‌تپد.

 

به گواهي دستانتان كه به سوي آسمان در طلب رحمتش برآورده شده. او شما را خواهد پذيرفت.

 

آري، خواهد پذيرفت كه هميشه در خلوت تنهايي خود مهمانش باشيد.



 جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 1:2  توسط یاس


حرفهايي كه در دل گم شده اند
بايگاني هاي ياس
دلتنگي هاي اخير ياس
دلتنگي هاي ياس
همراهان ياس
علاقه مندي ها
نواي گم شده





Powered by WebGozar

ليست وبلاگهای به روز شده
 

ويرايش قالب: شكوفه ياس